تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟


«ایجاد شکست صعودی میان خط اندیکاتور RSI و سطح ۳۰»

کندل شناسی ؛ آموزش کندل خوانی و الگوهای کندلی پر کاربرد

کندل ها نمایش رفتار، احساسات و نوع تصمیمات خریداران و فروشندگان است. آموزش کندل شناسی به تریدر کمک می کند تا نگاه دقیق تر و جزئی تری به چارت و حرکت جزئی قیمت یا نرخ داشته باشد. آشنایی با کندل ها و الگوهای کندلی در کنار تعیین نواحی حمایت و مقاومت بهترین نقاط ورود به خروج را برای تریدر مشخص می کند. بی تردید تسلط بر الگوهای کندلی در کنار استراتژی هایی نظیر پرایس اکشن ، امواج الیوت و … ترید و معاملات سودآوری برای تریدر به ارمغان می آورد.

فهرست عناوین این مطلب

کندل شمعی ژاپنی

در نرم افزارهای تحلیل حرکت قیمت یا نرخ به صورت های مختلفی مانند میله ای، خطی و کندل های شمعی ژاپنی نمایش داده می شود. کندل های شمعی ژاپنی در بین بسیاری از تریدرها از جایگاه خاصی برخوردار است. تریدرهای حرفه ای با بررسی اندازه سایه ها و بادی کندل اطلاعات مهمی از قدرت و ضعف خریداران و فروشندگان استخراج می کنند.

در یک کندل چهار قیمت یا نرخ پایین ترین، بالاترین، باز شدن و بسته شدن قابل مشاهده است. سایه ها در کندل بالاترین و پایین ترین قیمت را در کندل را نمایش می دهند.

کندل شناسی

کندل چکش (Hammer)

این الگو به عنوان الگویی برای انتظار تغییر رفتار معامله گران است. کندل چکش می تواند سفید یا صعودی و یا مشکی یا نزولی باشد. طول سایه زیر کندل قدرت کندل را نشان می دهد. هر چه سایه زیر کندل بلند تر باشد قدرت کندل بیشتر است. در برخی مواقع یک سایه بسیار کوچک در بالای کندل وجود دارد.

کندل چکش وقتی روی یک حمایت تشکیل می شود سیگنال خرید در نظر گرفته می شود. برخی از تریدرها منتظر می مانند تا بعد از کندل چکش یک کندل صعودی تشکیل شود تا صعود تایید شود.

کندل چکش همر

اگر چند کندل چکش به صورت پی در پی و یا با فاصله کم ظاهر شوند صعود محتمل تر خواهد بود و سیگنال خرید قوی تر می شود و بر اعتبار تحلیل افزوده می گردد.

کندل چکش پی در پی

سایه زیرین بادی در کندل چکش حداقل دو برابر بدنه یا بادی است. نکته مهم تشکیل کندل چکش بر روی حمایت است. با تشکیل کندل چکش در ناحیه حمایتی بازار در حال ساخت یک کف یا قعر می باشد و پس از ایجاد یک روند صعودی بسیار محتمل است. سایه زیرین بادی در کندل چکش به این مفهوم است که فروشندگان در ابتدا قیمت یا نرخ را پایین آورده اند اما با حمایت خریداران قیمت یا نرخ به سمت بالا بازگشته است.

لایت فارکس یکی از بهترین بروکرهای فعال در بازار فارکس است و در مقایسه با رقبای خود برای تریدرهای ایرانی امکانات بسیار خوبی ایجاد کرده است. شما در بروکر لایت فارکس قادر به معامله تمام جفت ارزهای فارکس، ارزهای دیجیتال، فلزات، سهام های بازار بورس نیویورک و نزدک هستید.

  • جهت آموزش ثبت نام و بررسی بروکر لایت فارکس بر روی لینک روبرو کلیک فرمایید: لایت فارکس
  • جهت مراجعه به وبسایت بروکر لایت فارکس بر روی لینک روبرو کلیک فرمایید: وبسایت رسمی لایت فارکس

شوتینگ استار ، چکش معکوس ، ستاره ثاقب ، شهاب سنگ (Shooting star)

اگر در ناحیه مقاومتی کندل شوتینگ استار ظاهر شد نشانه پایان روند صعودی است. هر چه سایه بالای کندل بلندتر باشد اعتبار کندل شوتینگ استار بیشتر است. این تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ کندل در قله ها معمولا تشکیل می گردد. توجه شود که در زیر بادی کندل شوتینگ استار یا اصلا سایه ای وجود ندارد یا یک سایه بسیار کوچک وجود دارد.

بادی این کندل می تواند سفید یا مشکی باشد به عبارت دیگر کندل ستاره ثاقب می تواند صعودی یا نزولی باشد. در صورتیکه بادی کندل نزولی باشد اعتبار الگو بیشتر است.

کندل شوتینگ استار

کندل شوتینگ استار و تایید

برای تایید بیشتر می توان واگرایی اسیلاتور را نیز در قله بوجود آمده چک نمود.

روش دیگر برای گرفتن تایید نزولی بودن کندل بعد از کندل شوتینگ استار است. اما بهترین سیگنال تشکیل شوتینگ استار بر روی مقاومت است.

تشکیل چند شوتینگ استار پی در پی پایان روند صعودی را محتمل تر می کند.

چندین کندل شوتینگ استار

کندل پوشه یا کندل انگالفینگ یا کندل پوششی (Engulfing)

کندل انگالفینگ وقتی بر روی ناحیه حمایت یا مقاومت تشکیل می شوند نشان دهنده تغییر روند هستند.

بادی کندل انگالفینگ صعودی بادی یا بدنه کندل نزولی قبلی را پوشش می دهد.

بادی کندل انگالفینگ نزولی بادی یا بدنه کندل صعودی تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ قبلی را پوشش می دهد.

پوشش بدنه یا بادی کندل قبلی و به اصطلاح انگالف شدن کندل قبلی نشان دهنده این است که قدرت نیروی مخالف در بازار بسیار زیاد شده است. یک هیجان جدید وارد بازار شده است.

نکته مهم یافتن نواحی حمایت و مقاومت و رصد شکل کندل بر روی این نواحی است. با این نوع تحلیل می توان جهت بازار را یافت.

کندل انگالفینگ

در تصویر بالا الگوی انگالفینگ نشان داده شده است. اگر توجه کنید کندل قبلی هم کندل قبل خود را انگالف کرده و معتبر نبوده است. علت آن اینست که در ناحیه مقاومتی و تشکیل یک کندل انگالف نزولی می تواند معتبر باشد. الگوی انگالفینگ در الگوهای کندل شناسی و کندل خوانی در میان تریدرها مهم در نظر گرفته می شود.

کندل شناسی ؛ کندل هنگینگ من یا مرد آویزان (Hanging man)

تشکیل این کندل در ناحیه مقاومتی می تواند پایان روند صعودی را نشان دهد. پس از آن ممکن است یک روند نزولی یا یک اصلاح ایجاد گردد. بادی کندل مرد آویزان یا دار آویز یا هنگینگ اگر نزولی باشد سیگنال قوی تر است. به عبارت دیگر رنگ کندل هنگینگ من مشکی تحلیل را معتبرمی کند.

کندل هنگینگ من

هر چه سایه زیر بدنه کندل بلندتر باشد الگو اعتبار بیشتری دارد. در بالای بادی کندل هنگینگ من یا سایه نیست یا سایه بسیار کوچکی وجود دارد. با توجه به تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ اینکه سایه بلند در زیر بادی قدرت خریداران را نیز نشان می دهد توصیه می شود صبر شود تا کندل نزولی بعدی برای تایید بیشتر اتمام روند صعودی تشکیل شود تا تریدر با اطمینان بیشتری در جهت نزول وارد بازار شود.

نکته مهم تشکیل این الگو در ناحیه مقاومتی می باشد.

کندل مرد آویزان هنگینگ من

کندل شناسی ؛ کندل چکش معکوس (Inverted hammer)

در کندل شناسی و کندل خوانی هر کندل حاوی اطلاعاتی از قدرت و ضعف خریداران و فروشندگان است. در صورتیکه کندل چکش معکوس در حمایت تشکیل شود می تواند ابتدای روند صعودی را نشان دهد. بادی می تواند سفید (صعودی) یا سیاه (نزولی) باشد. سایه کندل در بالای بادی است و هر چه بلندتر باشد اعتبار کندل بیشتر است. طول سایه حداقل دو برابر بدنه است.

اگر کندل صعودی باشد آغاز روند صعودی محتمل تر است.

کندل چکش معکوس

نکته مهم همانند دیگر الگوهای کندلی محل تشکیل آنهاست. یعنی ابتدا باید حمایت تشخیص داده شود و بعد کندل چکش معکوس در حمایت مورد توجه قرار گیرد. لازم و ضروریست که در تحلیل این الگو کندل تایید یعنی کندل صعودی بعد از آن تشکیل شود. زیرا سایه در بالای آن قدرت فروشندگان را نشان می دهد و قدرت فروشندگان قیمت بسته شدن کندل را پایین آورده است. بنابراین کندل بعدی حتما مورد بررسی قرار می گیرد. اگر کندل بعدی صعودی باشد ضعف فروشندگان و آغاز روند صعودی را نوید می دهد.

کندل دارک کلود کاور یا کندل ابر سیاه پوششی (dark cloud cover)

این کندل در ناحیه مقاومت نشانه ای از پایان روند صعودی می باشد. قیمت یا نرخ باز شدن این کندل از قیمت بسته شدن کندل قبلی بالاتر است. به عبارت دیگر یک گپ وجود دارد. فشار فروش در این کندل بسیار زیاد است و با قدرت قیمت یا نرخ در این کندل بیش از 50 در صد بادی کندل قبلی پایین می آید.

این کندل دارای بادی بزرگ نسبت به سایه ها می باشد و نزولی می باشد. سایه کوچک تر و بادی بلندتر بر اعتبار این کندل می افزاید.

کندل دارک کلود کاور ابر سیاه پوششی

کندل شناسی ؛ الگوی کندلی نفوذی (Piercing)

این الگو در حمایت و انتهای روند نزولی تشکیل می گردد. این الگو از دو کندل تشکیل می شود که کندل اول نزولی و کندل دوم صعودی می باشد.

کندل شناسی الگوی نفوذ

یکی از نشانه های الگوی پیرسینگ یا کندل نفوذی این است که قیمت یا نرخ باز شدن کندل صعودی پایین تر از قیمت یا نرخ بسته شدن کندل نزولی قبلی است. نشانه دیگر کندل صعودی این است که تا بیش از نصف کندل نزولی قبلی را پوشش می دهد. نشانه سوم کوچک بودن سایه بالای کندل صعودی در مقابل بدنه یا بادی کندل صعودی است.

می توان برای اطمینان بیشتر برای بازگشت قیمت منتظر تمام شدن یک کندل صعودی دیگر نیز ماند و پس از آن وارد بازار شد.

تریگر چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟

یکی از دلایل رواج تحلیل تکنیکال در میان فعالان بازارهای مالی، امکان تعیین قوانین ورود و خروج از معامله با دقت بالا است. در واقع یافتن بهترین روش برای ورود و خروج دغدغه اصلی اغلب معامله‌گران بوده و برای آن‌ها به مثابه جام مقدس سرمایه‌گذاری می‌باشد. در بسیاری از مواقع مشاهده کرده‌ایم، که یک معامله‌گر پس از سال‌ها فعالیت در بازار سهام هنوز بازدهی مناسبی ندارد.

با بررسی ژورنال (دفترچه یادداشت جزئیات معاملات) و استراتژی معاملاتی این فرد مشخص می‌شود، که مشکل اصلی او نداشتن قانون یا ابزار مشخصی برای تعیین شرایط ورود یا خروج از معامله است. علیرغم اینکه هر کدام از روش‌های تحلیل بازار بورس مزایا و معایبی دارند، اما به اذعان اکثریت کارایی روش‌های تکنیکالی در تعیین نقاط ورود و خروج بهینه اثبات شده است.

در مطلب حاضر به شرح یکی از مفاهیم معامله‌گری تکنیکالی تحت عنوان تریگر می‌پردازیم، تا اهمیت تعیین قوانین و جزئیات دقیق در فرآیند اتخاذ هر کدام از تصمیمات معاملاتی برای شما مشخص شود.

مفهوم تریگر در معامله‌گری چیست؟

قبل از هر چیز باید به این نکته اشاره کنیم، که برخی تحلیل‌گران تریگر را مختص ابزار نموداری خاصی پنداشته و حتی اسامی مرکب جدید برای آن در نظر می‌گیرند؛ اما اصولاً تریگر محدود به یک ابزار تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ تحلیلی خاص نبوده و به عنوان یک مفهوم جامع در تمام روش‌های تحلیل تکنیکال استفاده می‌شود.

واژه تریگر از لحاظ لغوی به معنای ماشه است. تریگر در تحلیل تکنیکال و معامله‌گری به نقاط، نواحی یا سطوحی اطلاق می‌شود؛ که ما بر اساس روش تحلیل یا استراتژی معاملاتی خود در آن محدوده‌ها اقدام به ورود یا خروج از معامله می‌کنیم.

در این فرآیند نوع موقعیت معاملاتی (خرید یا فروش)، نماد و بازار مالی تفاوتی ایجاد نمی‌کند، زیرا هر اقدامی باید بر اساس تریگر مورد نظر معامله‌گر صورت گیرد.

در واقع شما باید تریگر را به عنوان نشانه یا مجموعه نشانه‌هایی برای معامله‌گری در محدوده‌های نموداری مشخصی درنظر بگیرید، که آن‌ها را بر اساس ابزار تحلیل خود تدوین نموده و در استراتژی معاملاتی شخصیتان گنجانده‌اید.

مثلاً معامله‌گر الف بر اساس وقوع شرایط زیر به عنوان تریگر ورود اقدام به خرید می‌کند:

«ایجاد شکست صعودی میان خط اندیکاتور RSI و سطح ۳۰»

آیا تریگر صرفاً مختص ورود به معامله است؟

دومین تفکر اشتباه در مورد مفهوم تریگر این است، که تعدادی از معامله‌گران تکنیکالی آن را منحصر به فرآیند ورود درنظر می‌گیرند! اما همان‌گونه که اشاره نمودیم، تریگر در ورود و خروج از معامله کاربردی است.

در واقع شما به عنوان یک معامله‌گر حرفه‌ای باید مجموعه قوانین مشخصی برای تمام اقدامات خود داشته باشید. چه بسا پس از ورود به معامله در بهترین سطوح ممکن و حرکت بازار در جهت مورد نظر شما، روند قیمت پس از مدتی معکوس شده و یک معامله سودآور به موقعیتی زیان‌ده تبدیل شود!

لذا به این نتیجه می‌رسیم، که شما برای خروج موفق از معاملات نیز حتماً باید تریگرهای مشخصی داشته باشید.

تریگر بخش جدایی ناپذیر هر استراتژی معاملاتی است!

بارها و در منابع آموزشی مختلف بر لزوم تدوین یک استراتژی معاملاتی شخصی برای هر معامله‌گر بازار مالی تأکید شده است. اجزای اصلی یک استراتژی معاملاتی کامل نقاط (تریگر) ورود، خروج و سیستم مدیریت سرمایه می‌باشند.

به عبارت دیگر تدوین یک استراتژی معاملاتی بدون وجود تریگرهای دقیق ورود و خروج بی معنی بوده و در این شرایط اساساً استراتژی معاملاتی وجود ندارد. بنابراین اگر شما به مرحله ساخت یک استراتژی معاملاتی شخصی رسیده‌اید، به ناخودآگاه با مفهوم تریگر سروکار دارید.

تریگرهای مبتنی بر ابزار تکنیکالی مرسوم

امروزه با توسعه بازارهای مالی تحلیل تکنیکال به دنیایی از ابزار نموداری متنوع و گوناگون تبدیل شده است. معامله‌گران از روش‌های مختلفی برای تحلیل نمودار قیمت استفاده نموده و بالطبع تریگرهای آن‌ها نیز با یکدگر متفاوت می‌باشد.

ذکر این نکته در مورد تریگرهای ورود و خروج ضروری است، که به دلیل تفاوت ابزار تحلیل احتمالاً برخی معامله‌گران در آن واحد تریگرهای مختلفی و معکوسی داشته باشند. در واقع شاید تریگر ورود شما معادل تریگر خروج دیگری باشد.

همچنین اگر به صورت مولتی تایم فریم (تحلیل چندزمانی) اقدام به تحلیل و معامله می‌کنید، تایم‌فریم کوچکتر به عنوان تایم تریگر خواهد بود؛ زیرا شما در نمودار با چهارچوب زمانی بزرگتر اقدام به تحلیل نموده و تریگرهای معاملاتی را در نمودار با تایم‌فریم کوچکتر پیدا می‌کنید.

در این بخش به ذکر مثال‌هایی از تریگرهای ورود و خروج بر اساس ابزار مختلف و نمودارهای بازار سهام تهران می‌پردازیم:

۱- اندیکاتور

یکی از متنوع‌ترین ابزارهای تحلیل نموداری بازار سهام اندیکاتورها هستند. شما می‌توانید از اندیکاتور به عنوان بخشی از رویکرد تحلیلی استراتژی معاملاتی خود برای تعیین شرایط ورود یا خروج از معامله استفاده کنید.

در این بخش ما از اندیکاتور میانگین متحرک ساده ۹ روزه به عنوان ابزار تحلیل تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ نمودار برای دریافت تریگرهای ورود و خروج از معامله استفاده کرده‎ایم.

در نمودار فوق که مربوط به شرکت فولاد مبارکه اصفهان است، شکست صعودی قیمت و اندیکاتور تریگر ورود می‌باشد. در طرف مقابل شکست نزولی قیمت و اندیکاتور نیز شرایط یا تریگر خروج از معامله است.

۲- پولبک

به اذعان بسیاری از متخصصان کار با نمودارهای قیمتی، این تکنیک معاملاتی تکنیکالی جزء کم ریسک‌ترین روش‌های ورود به معامله محسوب می‌شود. در واقع هدف معامله‌گری بر اساس پولبک‌ها این است، که در بهترین شرایط ممکن از لحاظ ریسک و بازده وارد موقعیت‌های معاملاتی شوید.

کیفیت استفاده از پولبک‌های قیمتی به عنوان تریگر معاملاتی در نمودار شرکت ملی صنایع مس ایران نیز کاملاً مشهود می‌باشد. با استفاده از دو فرصت پولبکی موجود امکان ورود به معامله با کمترین حد زیان و بیشترین پتانسیل سوددهی وجود داشته است.

۳- شکست

در مورد مفاهیم شکست و پولبک قیمت مباحث بسیاری وجود دارد. حقیقت این است، که پولبک‌ها همیشه ایجاد نشده و در این مواقع قیمت به محض شکست با سرعت بالایی به حرکت در مسیر خود ادامه می‌دهد. البته وجود الگوهای شکست جعلی نیز غیرقابل انکار است. به هر جهت بسیاری از معامله‌گران ترجیح می‌دهند، که حین شکست‌های قیمتی وارد معامله شده و منتظر بازگشت قیمت نباشند.

نمودار فوق مربوط به نماد شپنا (پالایش نفت اصفهان) است. پس از شکست خط روند سقف نسبتاً طولانی‌مدت یک شکست صعودی ایجاد شده و تریگر ورود برای معامله‌گران مبتنی بر شکست فعال می‌شود. جالب این است که در جریان این شکست نیز یک پولبک دیده می‌شود!

۴- الگوی قیمت

الگوهای قیمتی نیز تقریباً همانند اندیکاتورها تنوع زیاد و طرفداران بسیاری دارند. از مزایای اصلی این الگوها می‌توان به قدرت پیش‌بینی بالا، امکان معامله‌گری مولتی‌ تایم‌فریم، تعیین حد سود و زیان اشاره نمود.

در نمودار شرکت خدمات انفورماتیک (نماد: رانفور) یک الگوی پرچم صعودی را مشخص نموده‌ایم. تریگر ورود مورد نظر بر اساس شکست صعودی میان قیمت و لبه بالایی پرچم ایجاد شده است. هر چند این نوع تریگر نیز بر مبنای شکست قیمت ایجاد می‌شود، اما وجود یک الگوی تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ قیمتی معتبر دلیل اصلی ورود به موقعیت خرید می‌باشد.

۵- کندل استیک

این ابزار ساده نموداری که سابقه پیدایش آن به کشور ژاپن باز می‌گردد، به جرئت یکی از محبوب‌ترین ابزار تحلیل تکنیکال بازارهای مالی است. دلیل این محبوبیت نیز به سادگی فهم ماهیت کندل‌استیک‌ها، الگوها و سایر جزئیات مرتبط با آن‌ها می‌باشد. بنابراین روش‌های معاملاتی زیادی بر مبنای کندل‌استیک‌ها ایجاد شده‌اند.

در نمودار زیر از یک الگوی پوشای صعودی به عنوان تریگر ورود استفاده شده است. معامله‌گران پیرو این الگوی کندلی پس از بسته شدن شمع پوشاننده تریگر ورود خود را مشاهده نموده و اقدام به خرید می‌کنند.

چکیده مطالب

  • تریگر به معنی مجموعه شرایط یا قوانین ورود یا خروج از معامله است.
  • مفهوم تریگر محدود به ابزار نموداری خاصی نبوده و در تمام روش‌های معاملاتی استفاده می‌شود.
  • تریگر جزء اساسی هر استراتژی معاملاتی است، زیرا برای تدوین هر رویکرد معاملاتی لزوماً باید قوانین ورود و خروج دقیقی داشته باشید.

The post تریگر چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟ appeared first on خانه سرمایه.

تحلیل تایم فریم هفتگی اتریوم

قیمت اتریوم در حال نوسان در محدوده قیمتی ۲۵۰۰ دلار الی ۲۷۰۰ دلار است که در حال حاضر سومین برخورد را هم بر روی ترند لاین اصلی ما داشته و همیشه برای ما سومین برخورد روی محدوده های حمایتی مقاومتی و ترند لاین ها در تحلیل به سبک پرایس اکشن بسیار مهم است .

 تحلیل تایم فریم هفتگی اتریوم

اقتصاد آنلاین – شوان غریب نژاد؛ با توجه به سومین برخورد به ترند لاین تایم فریم هفتگی ما ، احتمال دارد تا ترند لاین خط چین ما که مختص به تایم فریم پایین تر یعنی تایم فریم روزانه است شکسته شود و اتریوم روند صعودی در پیش بگیرد .

همچنین می توانیم به این موضوع که ترند لاین کشیده شده از کف هایی تشکیل شده است که هرکدام پله پله بالای یکدیگر تشکیل شده اند که توجه به این شرایط احتمال بیشتری برای شکسته شدن ترند لاین خط چین ما باشد و زمانی که شکسته شود احتمال صعود تا محدوده مقاومتی ۳۱۰۰ دلار و بعد امکان پولبک به ترند لاین شکسته شده و بعد حرکت به سمت محدوده مقاومتی ۴۱۰۰ دلار را خواهیم داشت .

اما اگر ترندلاین اصلی ما به سمت پایین شکسته شود و حرکت نزولی را در پیش داشته باشیم احتمالا هدف اول ریزش تا محدوده قیمتی ۱۸۵۰ دلار خواهد بود و هدف دوم محدوده قیمتی ۱۴۰۰ دلار که مقاومت اصلی و محکم ما در این قیمت وجود دارد .

تحلیل اتریوم

این تحلیل صرفا جهت دیدگاه بهتر شما بوده و هیچگونه سیگنال خرید یا فروش نیست.

تایم‌فریم چیست؟ آشنایی با رایج‌ترین اصطلاح تریدرها

بازار ارزهای دیجیتال، میدان رقابتِ پرهیاهو و پرالتهابی است که قیمت‌ها در آن مدام درحال بالا و پایین رفتن هستند. برای کسب بیشترین سود در بازار ارزهای دیجیتال، تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ باید بتوانید تغییر قیمت‌ها را به خوبی تحلیل کنید. اگر فکر می‌کنید که برای تحلیل نیاز به بررسی لحظه به لحظه‌ی قیمت‌ها دارید، سخت در اشتباهید. تریدرهای بازار ارز دیجیتال با بررسی بازه‌های زمانی مشخص، روند رشد رمزارزها را تحلیل می‌کنند. این بازه‌های مشخص در زبان معامله‌گران ارزهای دیجیتال، «تایم‌فریم» نام دارد.

اگر شما هم معاملات ارز دیجیتال در ایران را پیگیری می‌کنید و به خرید و فروش رمزارزها مشغول هستید، در ادامه‌ی این مقاله از نوبیتکس همراه ما باشید تا با مفهوم «تایم‌فریم» و انواع آن آشنا شوید و در انتها بتوانید بهترین تایم‌فریم را برای انجام معاملات خود انتخاب کنید.

تایم‌فریم چه کاربردی در معاملات ارزهای دیجیتال دارد؟

تایم‌فریم یا همان دوره‌ی زمانی، از اصلی‌ترین مفاهیم و اجزای تحلیل تکنیکالِ ارزهای دیجیتال است که تحلیل‌گر را به یک تحلیل درست از رفتار قیمت، در بازه‌های مشخص می‌رساند. تایم‌فریم به دلیل اینکه به معامله‌گران برای پیدا کردن بهترین زمان برای خرید و یا فروش ارزهای دیجیتال کمک می‌کند، اهمیت بسیاری دارد. به بیان ساده‌تر، تایم‌فریم نمایش قیمت بر مبنای مقیاس زمانی مشخص است.

به طور کلی تایم‌فریم دو چیز را برای تریدرها روشن می‌کند:

  • میزان ریسک معامله
  • مدت زمانی که طول می‌کشد تا نتیجه‌ی تحلیل و بررسی معامله‌ی یک معامله‌گر مشخص شود

در حقیقت تریدرها با بررسی یک بازه‌ی زمانی مشخص و در کنار آن با رصد کردن قیمت لحظه‌ای ارزهای دیجیتال بهترین زمان را برای انجام معاملات پیدا می‌کنند.

چه عواملی بر انتخاب تایم‌فریم در معاملات رمزارزها موثر هستند؟

انتخاب یک تایم‌فریم برای بررسی رفتار قیمت ارزهای دیجیتال بستگی زیادی به سبک سرمایه‌گذاری تریدرها دارد. با این حال یکی از شاخصه‌هایی که بر انتخاب تایم‌فریم اثر می‌گذارد افق زمانی سرمایه‌گذاری شخص است. به عنوان مثال استراتژی شخصی که افق سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت دارد با کسی که به دنبال سرمایه‌گذاری بلندمدت است متفاوت است. در نتیجه این دو نفر «تایم‌فریم» یکسانی را انتخاب نخواهند کرد. در کنار این مسئله عوامل دیگری مانند روش تحلیل، مدیریت ریسک و نگاه افراد به سرمایه‌گذاری نیز در انتخاب تایم‌فریم تاثیرگذارند.

چرا باید از چند تایم‌فریم برای بررسی قیمت رمزارزها استفاده کنیم؟

تاثیر تایم‌فریم‌ها بر معاملات غیرقابل انکار است. بنابراین توصیه می‌شود که معامله‌گران از «مولتی تایم‌فریم» که همان چند تایم‌فریم در بازه‌های زمانی متفاوت است، استفاده کنند. این توصیه دلایل مهمی دارد که در ادامه به آنها می‌پردازیم.

۱- بررسی چند بازه زمانی؛ دید متفاوت برای معاملات بهتر ارزهای دیجیتال

تصور کنید یک تایم‌فریم را برای بررسی تغییرات یک بازه زمانی قیمت انتخاب کرده‌اید. با پیگیری این تایم‌فریم بازه‌های زمانی دیگر را رها می‌کنید و در زمانی که به نمودار ۱۰ دقیقه‌ای نگاه می‌کنید روند قیمت‌ها در یک تایم‌فریم دیگر معکوس می‌شود و شما از آن بی‌خبر می‌مانید. اگر شما در یک تایم‌فریم روندی صعودی را پیگیری می‌کنید ممکن است در یک تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ تایم‌فریم دیگر ادامه‌ی آن روند، نزولی و بلندمدت باشد. بنابراین با رصد کردن چند تایم‌فریم تمام این جوانب را مدنظر خواهید داشت.

۲- استفاده از مولتی تایم‌فریم‌؛ بهترین راه برای تشخیص سطوح مهم قیمت رمزارزها

اگر شما در یک تایم‌فریم کوتاه مدت چند دقیقه‌ای یک سطح قیمت را پیدا کنید که بارها نقش حمایت برای قیمت یک ارز دیجیتال داشته است، با مراجعه به تایم‌فریم‌های بالاتر میتوانید متوجه شوید که آیا این سطح دارای اهمیت و جایگاه کلیدی‌ست و یا تنها یک سطح کوتاه‌مدت در نمودار است؟ این سطوح مختلف حمایت و مقاومت در قیمت، با خرید و فروش‌های پی‌در‌پی تریدرها شکل می‌گیرد.

به عنوان مثال خرید و فروش مداوم بیت‌کوین باعث شکل‌گیری سطوح مختلفی در قیمت آن می‌شود که معامله‌گران با استفاده از تایم‌فریم‌های مختلف می‌توانند آن‌ها را رصد کنند. اگر شما هم جزو این دسته از معامله‌گران هستید می‌توانید با استفاده از ماشین‌حساب بیت‌کوین قیمت بیت‌کوین و سایر ارزهای دیجیتال را محاسبه کنید و با استفاده از «تایم‌فریم» بهترین زمان معامله را تشخیص بدهید.

۳- دریافت تاییدیه؛ استراتژی معاملاتی خود را با چند تایم‌فریم تایید کنید

مسلماً هدف تمام کسانی که وارد بازار ارزهای دیجیتال می‌شوند کسب سود بیشتر و زیان کمتر است. بنابراین به شما توصیه می‌کنیم قبل از انجام هر معامله‌ای نسبتِ پاداش به ریسک را بسنجید. یکی از راه‌هایی که می‌تواند ریسک زیان معاملات شما را کاهش بدهد تایید استراتژی معاملاتی شما در کنار رفتار قیمت در چند تایم‌فریم متفاوت است. به این معنی که اگر مثلا در یک تایم‌فریم ۱۰دقیقه‌ای یک موقعیت خرید را مشاهده می‌کنید ممکن است با بررسی تایم‌فریم بالاتر، روند نزولی تشخیص داده شود.

بنابراین احتمال کسب سود شما از انجام این معامله پایین می‌آید و ریسک ضرر شما افزایش پیدا تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ می‌کند.
مثلا اگر شما قصد فروش بیت‌کوین را دارید باید با بررسی چند تایم‌فریم موقعیت مناسب را شناسایی کنید و رفتار قیمت را در بازه‌های زمانی متفاوت بسنجید.

انواع تایم‌فریم برای تحلیل رمزارزها کدام‌اند؟

تایم‌فریم‌ها با توجه به بازه‌های زمانی مختلف به قالب‌های زمانی کوتاه‌مدت تا بلندمدت تقسیم می‌شوند. این قالب‌ها به صورت نمودارهای دقیقه‌ای، ساعتی، روزانه، هفتگی و ماهانه وجود دارند. تریدرها عموماً از تایم‌فریم‌های پرکاربردی در تحلیل تکنیکال ارزهای دیجیتال استفاده می‌کنند که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنیم.

  • یک دقیقه M1 تغییرات در مدت 1 دقیقه
  • ۵ دقیقه M5 تغییرات در مدت 5 دقیقه
  • 15 دقیقه M15 تغییرات در مدت 15 دقیقه
  • 30 دقیقه M30 تغییرات در مدت 30 دقیقه
  • 1 ساعت H1 تغییرات در مدت یک ساعت
  • 4 ساعت H4 تغییرات در مدت 4 ساعت
  • 1 روز D1 تغییرات در مدت 1 روز

بهترین تایم‌فریم برای انجام معاملات ارز دیجیتال کدام است؟

بهترین راه برای انتخاب تایم‌فریم مناسب این است که با توجه به شناختی که از خودتان دارید بهترین گزینه را انتخاب کنید. اگر تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ شما انسان صبوری هستید و توانایی رصد کردن نمودارهای یک‌ساعته را دارید می‌توانید از آن استفاده کنید. اما اگر چک کردن یک نمودار یک ساعته خارج از تحمل شما است و سبب برآشفته شدن شما می‌شود بهتر است که نمودار ده دقیقه‌ای را انتخاب کنید. اما فراموش نکنید که برای بررسی روند صعود و یا نزول قیمت یک ارز دیجیتال به زمان نیاز دارید و هرگز عجله نکنید.

باتوجه به اینکه احتمال هک کردن شما در بستر شبکه‌ی بلاک‌چین بسیار پایین است و ارزهای دیجیتال به دلیل هشینگ امکان هک شدن ندارند پس بهتر است جوانب دیگر را هم بسنجید تا متحمل ضرر و زیان نشوید. بنابراین با استفاده از تایم‌فریم‌های مختلف احتمال ریسک و ضرر خود را تا جای ممکن پایین بیاورید. اگر این سوال برای شما مطرح شده است که منظور از هش چیست با مراجعه به سایت نوبیتکس اطلاعات مفید و جامعی را کسب کنید.

انتخاب تایم‌فریم مناسب؛ مهم‌ترین رکن معاملات پرسود رمزارزها

خرید و فروش ارز دیجیتال و کسب سود نیازمند آگاهی و دانش کافی پیرامون این بازار است. شما می‌توانید با تسلط بر تحلیل نمودار قیمت و انتخاب تایم‌فریم مناسب معاملات پرسودی را انجام بدهید. با در نظر گرفتن تایم‌فریم‌های بلندمدت و ماهانه و پیش‌بینی رفتار قیمت ارزهای دیجیتال می‌توانید در بازار فیوچرز ارز دیجیتال نیز معاملات پرسودی را تجربه کنید.

نوبیتکس به عنوان معتبرترین صرافی آنلاین با پشتیبانی ۲۴ ساعته در هفت روز هفته شما را در انجام معاملات پرسود یاری می‌کند. شما می‌توانید پس از مشاوره‌ی رایگان با کارشناسان حرفه‌ای نوبیتکس اقدام به خرید و فروش ارزهای دیجیتال بکنید. نوبیتکس را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و یا از طریق شماره ۹۱۰۰۹۹۲۵-۰۲۱ در ارتباط باشید.

آموزش واگرایی

یکی از مزایای استفاده از اندیکاتور این است که میتوانیم واگرایی و همگرایی را مشخص کنیم. از آنجایی که این بحث بسیار مهمی است، پس این بحث را بصورت جداگانه در یک مقاله بررسی میکنیم. در این مقاله قدرت واگرایی را بررسی خواهیم کرد. در ابتدا مفهوم واگرایی را تعریف میکنیم، سپس بررسی میکنیم که چرا واگرایی و همگرایی ابزار بسیار مهم و قدرتمندی است.

واگرایی و همگرایی چیست؟

همگرایی یعنی دو خط بهم نزدیک شوند. واگرایی یعنی دو خط از هم دور شوند. وقتی یک جفت ارز همگرا میشود بدین معنی است که قیمت و مونتوم در یک جهت هستند و قیمت حرکات آرامی دارد.

وقتی جفت ارز واگر میشوند، بدین معنی است که قیمت و مومنتوم در یک جهت نیستند. این منجر به حرکات تند قیمتی میشود و احتمال برگشت افزایش میابد.
تحلیل همگرایی-واگرایی، در واقع قدرت یک دارایی در یک زمان را با قدرت آن در زمان دیگر مقایسه میکند.

سپس آنها را با هم مقایسه میکند. سپس تحلیلگر شخیص میدهد که آیا دارایی مورد نظر قوی شده است یا تضعیف شده است؟

چرا این بحث اهمیت دارد؟

ابزار واگرایی و همگرایی، یک روش بسیار قدرتمند است. مزیت اصلی این روش این است که یک متد تاخیری نمیباشد.

بلکه همانند پرایس اکشن، متد واگرایی و همگرایی نیز ابزار بسیار قدرتمندی در پیش بینی حرکات آتی قیمت میباشد.

که این برخلاف اندیکاتورهاست که تاخیری میباشند و بعد از شکل گیری پرایس اکشن، سیگنال میدهند.

واگرایی و همگرایی یک متد بسیار قدرتمند است. مزیت اصلی واگرایی این است که منجر به نوسانات شدید میشود.

به عبارت دیگر، قیمت یک دارایی زمانی واگرایی شدید دارد که در مرحله تغییر جهت باشد یعنی قرار است یک سوئینگ ماژور شکل بگیرد.

افزایش نوسانات، منجر به ایجاد فرصت های معاملاتی زیادی میشود. پرایس اکشن همیشه جدیدترین اطلاعات را در اختیار ما قرار میدهد.

درک قیمتها، یک هنر است و کار آسانی نیست. استفاده از سایر متدها برای تایید یک استراتژی و تحلیل میتواند خیلی مفید باشد.

واگرایی و همگرایی بر روی چارت به چه شکل است؟

بر شروع تحلیل میتوانید از MACD استفاده کنید. مک دی نیز همانند اسیلاتور AO، از میانگین های مختلف در چند زمان مختلف استفاده میکند.

اما برخلاف AO، مک دی از قیمتهای پایانی و میانگین متحرک نمایی استفاده میکند. به این دلیل از میانگین متحرک نمایی استفاده میشود که تاکید بیشتری بر آخرین روند داشته باشیم.

تایم فریم مورد استفاده در مک دی عبارتست از ۹ دوره، ۱۲ دوره و ۲۶ دوره. معامله با واگرایی یک قانون کلیدی و مهم دارد.

اگر قیمتها، سقف بالاتر شکل میدهند، آنگاه اسیلاتور نیز باید سقف بالاتر شکل بدهد. اگر قیمتها، کف پایینتر شکل بدهند، آنگاه اسیلاتور هم باید کف پایینتر شکل بدهد.

این جمله را باید پرینت بگیرید و آن را در کنار صفحه کاپیوتر خود بچسبانید. در مواقعی که این اتفاق نیوفتد(یعنی سقف و کف اسیلاتور در راستای قیمت نباشد)، به این معنی است که اتفاقات مشکوکی در حال رخ دادن است.

در اینحالت تحلیلگر باید بدنبال شواهد بیشتری بگردد که رفتار قیمت را تایید کنید و حرکت آتی را تشخیص دهد.

واگرایی-همگرایی زمانی قابل بررسی است که قیمت یکی از حالات زیر را شکل داده باشد:

  1. سقف بالاتر داشته باشیم
  2. کف پایینتر داشته باشیم
  3. سقف دوقلو داشته باشیم
  4. کف دوقلو داشته باشیم

اندیکاتور مک دی و AO، بهترین اندیکاتورها برای بررسی چنین حالاتی هستند. RSI نیز متد دیگری است که میتوانیم از آن استفاده کنیم.

من استفاده از AO را ترجیح میدهم. طبق این اندیکاتور واگرایی زمانی اتفاق می افتد که هیستوگرام ها نشان دهند که مومنتوم کاهش یافته است و خط صفر رسیده است.

اگر دو تا کف یا سقف متوالی داشته باشیم که در آنها هیستوگرام به سمت خط صفر برنگشته باشد، آنگاه این بدین معنی است که واگرایی درستی نداریم.

به اینها میگوییم واگرایی بد. اکثر اوقات اگر تریدر در چارت ۱ دقیقه ای زوم کند، آنگاه میتوانید واگرایی مناسبی را ببیند.

شکل1 - آموزش واگرایی

چگونه از واگرایی-همگرایی معمولی استفاده کنیم؟

وقتی واگرایی-همگرایی را تحلیل میکنیم، باید به این دقت کنیم که نقاط چرخش بازار در طی زمان چگونه تغییر میکند.

یعنی در طی زمان، آیا سقف ها افزایش میابند یا کاهش؟ کف تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ ها چطور؟ اگر بتوانیم ارتباط بین نقاط چرخش را درک کنیم، آنگاه میتوانیم تریدر خوبی شویم.

واگرایی نشانه توقف روند و برگشت روند است. واگرایی مثبت زمانی اتفاق می افتد که قیمتها، کف پایینتر شکل دهند، اما در اسیلاتور، کف بالاتر داشته باشیم.

معمولا این اتفاق در انتهای یک روند نزولی رخ میدهد. به عبارت دیگر بصورت پیشفرض انتظار داریم که قیمتها و مونتوم در یک جهت حرکت کنند.

یعنی اگر قیمتها، کف پایینتر شکل میدهند، اما اسیلاتور نمیتواند کف پایینتر شکل دهد، آنگاه احتمالا قیمتها برگردند.

عکس اینحالت برای واگرایی منفی صدق میکند. در اینحالت قیمتها، سقف بالاتر شکل میدهند، در حالی که اسیلاتور، سقف پایینتر شکل میدهد.

این نوع واگرایی در روند صعودی رخ میدهد. در چنین حالتی، احتمالا قیمتها برگردند.

واگرایی و همگرایی را میتوان به شیوه های مختلف مورد استفاده قرار داد:

  1. وقتی همگرایی داریم، آنگاه احتمالا روند مورد نظر ادامه یابد. یعنی برگشت روند محتمل نیست(البته این روش در تایم فریم های پایینتر اعتبار کمتری دارد).
  2. وقتی واگرایی داریم، احتمالا روند مورد نظر ادامه نیابد. یعنی برگشت روند محتمل است.
  3. وقتی واگرایی دوگانه یا سه گانه داریم، آنگاه احتمالا روند مورد نظر ادامه نیابد. یعنی برگشت روند محتمل است.

اسیلاتورها، تغییرات مومنتوم را به ما نشان میدهند. یعنی هر چند قیمتها، سقف و کف جدید را نشان میدهند، اما احتمال اینکه مونتوم افزایش یافته باشد کم است.

واگرایی معمولی ابزار مفیدی است که از طریق آن میتوانیم انتهای روند را پیش بینی کنیم. فقط گاهی اوقات، دارایی مورد نظر در جهت مخالف حرکت خواهد کرد.

به همین دلیل باید مراقب باشیم چون استفاده از واگرایی مهارت بالایی میخواهد.

به همیت دلیل همیشه بهتر است از روش های دیگری نیز استفاده کنیم که انتهای روند را تایید کنند.

سایر روش ها برای تایید واگرایی:

یک روش برای تحلیل واگرایی این است که از خط روند و کانال استفاده کنیم. وقتی واگرایی رخ دهد، آنگاه خط روند میتواند نشان دهد که روند مورد نظر به پایان رسیده است.

و میتواند نشاندهنده پایان روند باشد. پس یک روش برای معامله با واگرایی این است که صبر کنیم خط روند شکسته شود.

همچنین در اندیکاتورها هم میتوانیم از خط روند استفاده کنیم(یعنی در همان نقطه ای که بر روی قیمتها خط روند رسم کردیم، میتوانیم در همان نقطه بر روی اندیکاتور هم خط روند رسم کنیم).

خط روند مومنتوم، ابزار مهمی برای تحلیل مولتی تایم فریم یعنی چه؟ تشخیص نقاط برگشت و شکست روند است.
نکته مهم، بحث انتظارات در روش واگرایی است.

یعنی تفاوت خیلی زیادی بین اندازه پیپ در برگشت و در اصلاح وجود دارد. پس هر دو را د رک کنید و در برنامه معاملاتی خود لحاظ کنید.

یک راه برای تمیز دادن این دو این است که تایم فریم مورد نظر را بررسی کنید. اگر تریدر، واگرایی را در تایم فریم ۱ ساعته و ۱۵ دقیقه ای بررسی میکند، آنگاه احتمالا واگرایی منجر به توقف و یا اصلاح در درون یک روند بزرگتر گردد.

اگر واگرایی در تایم فریم بالاتر شکل بگیرد، آنگاه احتمال برگشت روند بیشتر است. به عبارت دیگر، هر چه تایم فریم بالاتر باشد، تحلیل معتبرتر است.

همچنین اگر واگرایی دوگانه یا سه گانه داشته باشیم، آنگاه احتمال برگشت روند افزایش میابد.

در امواج الیوت، اینحالت در قالب واگرایی بین موج ۳ و ۵ در موج بزرگتر ۳ رخ میدهد. و بعد واگرایی بین موج بزرگتر ۳ و ۵ رخ میدهد.

همچنین برای کاهش ریسک معامله با واگرایی، میتوانیم زمانی که واگرایی در چند تایم فریم رخ میدهد، فقط از تحلیل واگرایی استفاده کنیم.

هر چه واگرایی بین قیمت و مونتوم در تایم فریم های بیشتری رخ دهد، آنگاه احتمال برگش ت روند بیشتر خواهد بود.

چگونه از واگرایی مخفی استفاده کنیم؟

هر چند واگرایی معمولی ابزار مناسبی برای پیش بینی پایان روند است، اما واگرایی مخفی نشاندهنده ادامه روند است.

واگرایی مخفی مثبت زمانی رخ میدهد که قیمتها، کف بالاتر شکل میدهند، اما در اسیلاتور، کف پایینتر داریم.

واگرایی مخفی در روند صعودی، زمانی رخ میدهد که قیمتها، کف بالاتر شکل میدهند، اما در اسیلاتور کف پایینتر داریم.

واگرایی مخفی منفی زمانی رخ میدهد که قیمتها، سقف پایینتر شکل میدهند، اما در اسیلاتور، سقف بالاتر داریم.

در روند نزولی، واگرایی مخفی زمانی رخ میدهد که قیمتها، سقف پایینتر شکل میدهند، اما در اسیلاتور، سقف بالاتر داریم.

همانند سایر استراتژی های معاملاتی، باید بخاطر داشته باشیم که واگرایی-همگرایی نیز با ریسک همراه است.

تفاوتی ندارد که از چه ابزاری استفاده میکنید(AO،مک دی،RSI)، در هر صورت باید ریسک را پوشش دهید.

در هر صورت، با استفاده از این استراتژی ساده، میتوانید وینریت خود را بالا ببرید و فرصت های معاملاتی زیادی را پیدا کنید.

پس لطفا بک تست بگیرید و از ابزارهای دیگر و تحلیل مولتی تایم فریم استفاده کنید تا بتوانید واگرایی و همگرایی را به درستی تایید کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.