نکاتی در مورد نسبت سود به زیان


اصطلاح پرتفوی به زبان ساده

در متون و زمینه های مختلف اقتصادی، پرتفوی یا سبد سرمایه گذاری به مجموعه ای از سرمایه گذاری ها یا دارایی مالی گفته می شود که در دست افراد، شرکت های سرمایه گذاری، موسسات مالی یا صندوق های پوشش ریسک می باشند. معادل فارسی آن سبد سهام یا سبد سرمایه گذاری است.

  • 1. در مورد سبد سهام چه باید دانست؟
    • 1.1. مدیریت سبد سهام
    • 1.2. تخصیص دارایی
    • 1.3. تنوع سبد سرمایه گذاری
    • 1.4. بازدهی پرتفوی
    • 1.5. وزن سبد سهام
    • 1.6. افق زمانی مورد نظر
    • 1.7. سبد های سرمایه گذاری کارآمد و ناکارآمد

    این گروه از دارایی های مختلف می تواند شامل موارد زیادی از قبیل طلا، سهام، اوراق بهادار یا حتی پول نقد باشد. به طور کلی پرتفوی همانند یک چمدان هستند که تمام این دارایی های مالی را در خود جای می دهند.

    اگر تا به حال سرمایه گذاری کرده باشید یا در مورد سرمایه گذاری توصیه هایی شنیده باشید، احتمالا با اصطلاح پرتفوی آشنا هستید، به خصوص اگر در زمینه تحمل ریسک و عوامل تاثیر گذار در سرمایه گذاری سخنی به میان آمده باشد. این روزها وبسایت های فراوانی وجود دارد که ارائه دهنده سبد های سرمایه گذاری آنلاین و ابزار مدیریتی هستند و در این میان می توان به مواردی مثل Nutmeg، Morningstar یا invest.com اشاره نمود.

    در مورد سبد سهام چه باید دانست؟

    در زمان ایجاد یک سبد سرمایه گذاری بهتر است مشاوران مالی میزان ریسک پذیری سرمایه گذاران را مورد ارزیابی قرار دهند تا سرمایه گذاران در معرض حداقل نوسانات بازار قرار بگیرند. اگرچه یک سرمایه گذار ریسک پذیر می تواند سهام شرکت هایی با سرمایه پایین و سرمایه بالا را در سبد سرمایه گذاری خود قرار داده و به موقعیت های بین المللی هم برای کسب سود نیم نگاهی داشته باشد اما سرمایه گذاران محافظه کار ترجیح می دهند به سهام شرکت های بزرگ و صندوق های پیرو شاخص های اصلی فکر کنند. سرمایه گذاران باید به سبد سرمایه گذاری خود احساس خوبی داشته باشند و به همین دلیل است که ارزیابی ریسک پذیری افراد قبل از ایجاد یک پرتفوی از نکات بسیار مهم به حساب می آید.

    تحمل ریسک می تواند تحت تاثیر چندین عامل از قبیل سن، اندازه سبد سهام، پایداری درآمدها، قدرت مالی و خلق و خوی افراد باشد. میزان تحمل ریسک یک سرمایه گذار می تواند تاثیر زیادی بر عوامل متعددی مثل بازه زمانی سرمایه گذاری، اهداف سرمایه گذاری و میزان سرمایه گذاری داشته باشد.

    مدیریت سبد سهام

    هنر ترکیب و هماهنگ سازی سرمایه گذاری ها و ارزیابی ریسک در برابر عملکرد افراد و موسسات سرمایه گذاری را مدیریت سبد سرمایه گذاری می گویند. در مدیریت سبد سهام، نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهدید ها مشخص می شوند تا با توجه به سطح ریسک مشخص شده بیشترین میزان سود به دست آید. مدیریت سبد سرمایه گذاری دو حالت دارد: فعال یا منفعل. مدیریت منفعل (که به آن سرمایه گذاری شاخص محور هم می گویند) شامل دنبال کردن یکی از شاخص های بازار می شود اما مدیریت فعال شامل مدیریت کردن سبد سرمایه گزاری بر اساس تحقیقات و تصمیمات فردی است.

    تخصیص دارایی

    هدف از تخصیص دارایی متعادل کردن میزان ریسک و پاداش و بهینه سازی میزان ریسک و سود یک سرمایه گذار است. این کار با اعمال یک نگاه طولانی مدت به دارایی ها و درک نوسانات انواع مختلفی از دارایی ها انجام می شود و نشان دهنده رفتار متفاوت آنهاست. تخصیص دارایی ها را می توان با روش های گوناگونی مدیریت کرد که در این میان می توان به میزان ریسک، برابری ریسک، شاخص “جنسن” و نسبت “ترینر” اشاره نمود. تخصیص دارایی یکی از مهم ترین تصمیمات برای سرمایه گذاران به شمار می رود و میزن تحمل ریسک نقشی کلیدی در این فرایند ایفا می کند.

    تنوع سبد سرمایه گذاری

    یکی از توصیه های کلیدی به ویژه برای سرمایه گذاران تازه کار، متنوع کردن پرتفوی است. داشتن یک سبد پرتفوی متنوع به معنای توزیع سرمایه در زمینه ها و سهام شرکت های مختلف است تا با این کار در صورت ایجاد مشکلی برای یک شرکت کل سرمایه خود را از دست ندهید. یک سبد سرمایه گذاری متنوع سبب متعادل شدن میزان ریسک، حفاظت از سرمایه در برابر سقوط ناگهانی قیمت سهام یا رخداد های غیر منتظره در بخش ها یا مناطق خاص و حتی عملکرد بد افراد در نکاتی در مورد نسبت سود به زیان سرمایه گذاری می شود. یک سبد سرمایه گذاری متنوع در میان دارایی های مختلفی در بخش های گوناگون توزیع شده و سرمایه گذاران اغلب استاندارد دسته ‌بندي صنعت جهاني (GICS) را مدلی برای متنوع سازی می دانند. رویکرد استاندارد دسته ‌بندي صنعت جهاني، اقتصاد را به 10 بخش متفاوت تقسیم بندی می کند: انرژی، خدمات رفاهی، مالی، مواد، صنعتی، سلامت فردی، لوازم مصرفی، فناوری اطلاعات، خدمات ارتباطی و مصرف اختیاری. مقایسه نسبت P/E سهام مختلف نیز یکی دیگر از روش های رایج انتخاب و تحلیل سهام است.

    بازدهی پرتفوی

    بازدهی سبد سرمایه گذاری به میزان سودی که یک سرمایه گذار کسب کرده گفته می شود و می توان آن را با روش های مختلفی مثلا به صورت ماهانه یا فصلی مورد محاسبه قرار داد. برای ارزیابی صحیح سود یا عملکرد یک پرتفوی، باید سود کلی را با یک معیار مشخص به عنوان یک میزان استاندارد مورد مقایسه قرار داد. این معیار می تواند یک شاخص معروف (مثلا نزدک 100) باشد اما معمولا این میزان با مقدار هدف سرمایه گذاران سنجیده می شود. مدیر یک پرتفوی می تواند با توجه به اهداف سرمایه گذار تصمیمات مناسبی اتخاد کند تا میزان سود و عملکرد این سبد مطابق خواست وی پیش رود.

    وزن سبد سهام

    وزن پرتفوی نقش مهمی در ارزیابی عملکرد و تحلیل آن ایفا می کنند. به طور خلاصه به درصدی از یک سبد سهام که به یک دارایی خاص اختصاص می گیرد وزن پرتفوی می گویند. این وزن را می توان در مقادیر مختلفی از جمله ارزش، واحد، هزینه، بخش و نوع اوراق بهادار به کار گرفت.

    آنالیز و تحلیل سبد سرمایه گذاری

    افق زمانی مورد نظر

    سرمایه گذاران در زمان انتخاب یک سرمایه گذاری باید حتما به افق زمانی مورد نظر خود نیز فکر کنند. افق زمانی به مدت زمان یک دوره سرمایه گذاری گفته می شود و این میزان می تواند از چند ثانیه تا چند دهه متغیر باشد. سرمایه گذاری های کوتاه مدت معمولا دوره ای کمتر از 3 سال دارند اما سرمایه گذاری های بلند مدت گاهی تا چند دهه به طول می انجامند.

    هدف سرمایه گذاران نقش مهمی در تعیین افق زمانی دارد. برای مثال اگر یک سرمایه گذار به دنبال پس انداز مبلغی برای دوران بازنشستگی خود در 5 سال آینده باشد باید یک سبد سرمایه گذاری محافظه کارانه ایجاد کند چون زمان زیادی برای جبران ضرر های خود نخواهد داشت. از سوی دیگر سرمایه گذار جوانی که به دنبال اختصاص کل سبد سرمایه گذاری خود به بازار سهام است، سال ها برای برنامه های خود وقت خواهد داشت و از همین رو می تواند ریسک بیشتری را بپذیرد و از نوسانات بازارها بهره مند شود، چون حتی در صورت ضرر کردن فرصت برای جبران آن وجود دارد.

    سبد های سرمایه گذاری کارآمد و ناکارآمد

    سبد های سرمایه گذاری با توجه به سودشان می توانند به دو دسته کارآمد یا ناکارآمد تقسیم بندی شوند. یک سبد سرمایه گذاری کارآمد به سبدی گفته می شود که بیشترین سود ممکن را با توجه به میزان ریسکی مشخص به همراه داشته باشد. به چنین سبدی سبد بهینه نیز گفته می شود. در عوض یک سبد سرمایه گذاری ناکارآمد به سبدی گفته می شود که نسبت ریسک به پاداش کمی دارد و با توجه به ریسک انجام شده سود کمی در پی داشته باشد.

    طبق نظریه سبد سرمایه گذاری مدرن هری مارکویتز، اقتصاددان آمریکایی، ریسک یا سود یک دارایی را باید با اثر آن بر کل میزان ریسک و سود سبد سهام مورد ارزیابی قرار داد. وقتی در یک سبد سرمایه گذاری سود مورد نظر با توجه به یک سطح خاص ریسک به دست نمی آید، یا برای به دست آوردن سطح مشخصی از سود به ریسک بالایی نیاز است، می توان به راحتی متوجه ناکارآمدی آن شد. از سوی دیگر، وقتی یک سبد سرمایه گذارای با سطوح قابل قبولی از ریسک بالاترین سود بلقوه را به همراه دارد، می توان آن را یک سبد سرمایه گذاری کارآمد دانست.

    نکاتی در مورد نسبت سود به زیان

    در طول دو هفته اخیر یک روش معاملاتی را امتحان می‌کردم تا به کسانی که در مورد اهمیت رعایت نسبت سود به ضرر در ترکیب با استراتژی مبتنی بر پرایس اکشن تردید دارند، نکته‌ای را ثابت کنم. در این مقاله به شما ثابت می‌شود که اگر یک نسبت سود به ضرر صحیح را در معاملات خود رعایت کنید و همچنین علاقه به یادگیری یک استراتژی معاملاتی قوی مبتنی بر پرایس اکشن داشته باشید، می‌توانید در بازار فارکس به سود مستمر برسید. این مقاله نگاه شما را تغییر می‌دهد، بنابراین توصیه می‌کنم تا انتها به مطالعه آن ادامه دهید و مفاهیم گفته شده را یاد بگیرید.

    آزمایش

    برای اینکه اهمیت بالای رعایت نسبت سود به ضرر معاملات را نشان دهم و آن را ثابت کنم، طی ۲ هفته اخیر تصمیم گرفتم در یک حساب دِمو، بصورت تصادفی و رندوم به ۲۰ معامله در جفت‌ارزهای EURUSD، GBPUSD و AUDUSD ورود کنم. برای این معاملات از هیچ نوع روش یا استراتژی معاملاتی یا روش پرایس اکشنی استفاده نشده است. من فقط در مدت ۱۰ روز ۱۹ معامله در جفت‌ارزهای مذکور انجام دادم و در هر معامله با نسبت سود به ضرر ۲ به ۱، حد ضرر را به اندازه ۵۰ پیپ و حد سود را به اندازه ۱۰۰ پیپ تعیین کردم. در طول معاملات هیچ کاری نمی‌کردم و بعد از ورود به معامله و تعیین حدود سود و ضرر، آن را رها می‌کردم تا بالاخره با فعال شدن حد سود یا حد ضرر معامله به پایان برسد، تا به این ترتیب اهمیت رعایت نسبت سود به ضرر را ثابت کنم.

    اگرچه این آزمایش را برای اثبات اهمیت رعایت نسبت سود به ضرر در معاملات انجام دادم، اما به خوبی قدرت استراتژی‌های معاملاتی مبتنی بر پرایس اکشن در ترکیب با نسبت سود به ضرر را نیز نشان می‌دهد. نتایج این معاملات نشان می‌دهد که با داشتن نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ در هر معامله و ۱۲ معامله منفی از کل ۱۹ معامله، در پایان سود کوچکی نیز داشته‌ام. یعنی همانطور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، درصد موفقیت معاملات من ۳۶٫۸۴ درصد بوده است و ۶۳٫۱۶ درصد معاملات منفی بوده‌اند. با اینحال و با اینکه ورود به معاملات بصورت کاملا رندوم و تصادفی بوده است، اما در آخر حدود ۱۰۰ دلار هم سود کرده‌ام.

    از این آزمایش چه درسی می‌گیریم؟

    تاریخچه معاملات به خوبی اهمیت رعایت نسبت سود به ضرر در معاملات را نشان می‌دهد. اما باید از خودمان نکاتی در مورد نسبت سود به زیان سؤال کنیم که اگر از یک روش معاملاتی مانند روش‌های مبتنی بر پرایس اکشن با احتمال موفقیت بیشتر استفاده می‌کردیم، نتایج چقدر بهبود پیدا می‌کرد. اگر استراتژی‌های پرایس اکشن را با آموزش و تجربه ترکیب کنید، قطعا می‌توانید معاملاتی با احتمال موفقیت بالای ۵۰ درصد انجام دهید. بنابراین اگر فرض کنیم که با استفاده از یک استراتژی ساده پرایس اکشنی به درصد موفقیت ۵۰ درصدی برسیم و همچنین در هر معامله نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ را رعایت کنیم، بعد از ۲۰ معامله با احتساب ۵۰ دلار ریسک در هر معامله، در نهایت ۵۰۰ دلار سود می‌کنیم (۱۰۰۰ دلار سود از معاملات مثبت و ۵۰۰ دلار ضرر ناشی از معاملات منفی).

    بنابراین حالا دیگر می‌دانیم که بدون شک و تردید استراتژی نسبت سود به ضرر به خوبی نکاتی در مورد نسبت سود به زیان کار می‌کند. یعنی حتی اگر بصورت رندوم به معاملات ورود کنید و حد سود هر معامله را به اندازه ۲ برابر حد ضرر تعیین کنید، در نهایت یا سود کمی بدست می‌آورید و یا نه سود می‌کنید و نه ضرر. حالا اگر همین کار ساده را با یک روش با احتمال بالای موفقیت مانند پرایس اکشن ترکیب کنیم، به یک استراتژی حرفه‌ای معاملاتی و مدیریت سرمایه می‌رسیم. و اگر آموزش صحیح و تجربه هم به این استراتژی اضافه کنیم، قطعا پس از ۲۰ معامله یا بیشتر به سود و کسب درآمد از بازار می‌رسیم.

    معامله‌گران حرفه‌ای می‌دانند برای کسب درآمد باید معاملات مثبت آن‌ها بیشتر از معاملات منفی آن‌ها باشد، اگر هیچ شانسی در بازار نداشته باشید و حتی ۵۰ درصد معاملات شما هم مثبت نباشند، اما نسبت سود به ضرر حداقل ۲ به ۱ را رعایت کنید، احتمالا بعد از چند سری معامله به نقطه سربه‌سر می‌رسید. اکثر معامله‌گران نسبت سود به ضرر معاملات را به درستی رعایت نمی‌کنند. آن‌ها معمولا سود معاملات را به اندازه کمتر از ۲ برابر ریسک آن‌ها در نظر می‌گیرند و بنابراین برای اینکه در نهایت به سود برسند، بایستی معاملات آن‌ها درصد موفقیت (win rate) بالایی داشته باشد. با در نظر گرفتن سود معاملات به اندازه کمتر از ۲ برابر ریسک آن‌ها، در واقع به ضرر خود عمل می‌کنید، چرا که در این صورت برای اینکه بتوانید در بازار سود کنید، باید بیش از ۵۰ درصد معاملات شما مثبت باشند.

    یک ستاپ پرایس اکشنی خوب به شما امکان می‌دهد پس از ورود به معامله و تعیین حدود سود و ضرر، آن را به حال خود رها کنید و در عین حال شانس موفقیت معاملات شما بیشتر از ۵۰ درصد باشد. به عبارتی دیگر، با کمک پرایس اکشن و رعایت نسبت سود به ضرر معاملات، می‌توانید تقریبا بدون استرس و نگرانی در بازار معامله کنید. شما باید صبر کنید تا یک موقعیت پرایس اکشنی واضح در محل تلاقی سطوح حمایتی و مقاومتی یا در یک روند شکل بگیرد، سپس نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ را تعیین کنید و بعد از آن معامله را رها کنید و به باقی امورات خود برسید تا اینکه معامله بسته شود. اگر واقعا این کار را بطور منظم و با دیسیپلین انجام دهید، یعنی در موقعیت‌های پرایس اکشنی واضح به معامله ورود کنید و به نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ پایبند باشید، قطعا نکاتی در مورد نسبت سود به زیان پس از یک سری از معاملات به سود می‌رسید.

    نکته مهم این است که پس از چند معامله منفی دلسرد و ناامید نشوید یا اینکه پس از چند معامله مثبت مغرور و هیجان‌زده نشوید. به این فکر کنید که اگر در ۸ معامله ابتدایی از ۲۰ معامله خود ضرر کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ یکبار دیگر نتایج معاملات من را مشاهده کنید. آیا متوجه شدید که من در ۹ معامله ابتدایی شکست خوردم و پس از آن معاملات مثبت من شروع شده است؟ حرفه معامله‌گری همین است، گاهی اوقات پشت سر هم ضرر می‌کنید و بعضی اوقات هم پشت سر هم سود می‌کنید. اما نباید اجازه دهید این سودها یا ضررهای متوالی برنامه معاملاتی شما را تحت تأثیر قرار دهند. همواره به خودتان یادآوری کنید که با شانس موفقیت بالای معاملات و همچنین رعایت نسبت سود به ضرر، در نهایت نتیجه مثبت خواهد شد.

    دریافت آموزش صحیح

    جدای از اینکه باید احساسات خود را کنترل کنید و همیشه نظم و دیسیپلین کاری خود را حفظ کنید و همچنین نسبت سود به ضرر را در هر معامله رعایت کنید، بزرگترین مسئله‌ای که می‌تواند در موفقیت حرفه‌ای شما مؤثر باشد این است که آیا اساسا می‌دانید در چه زمانی و چه موقعیت‌هایی باید معامله کنید. در اینجاست که موضوع آموزش صحیح معامله‌گری فارکس و استراتژی‌های بسیار محتمل معاملاتی مانند پرایس اکشن مطرح می‌شود. زمانی که ستاپ‌های پرایس اکشن را با مدیریت سرمایه همراه کنید،مانند یک معامله‌گر حرفه‌ای عمل کرده‌اید. معامله‌گران حرفه‌ای در مقایسه با معامله‌گران تازه‌کار دیدگاه کاملاً متفاوتی نسبت به بازار دارند و هرگز کار خود را خیلی پیچیده نمی‌کنند.

    آن‌ها اول بازار را بررسی می‌کنند تا ببینند آیا شرایط معامله کردن برقرار است یا خیر. اگر شرایط برای معامله‌ کردن مساعد نباشد، برای مدتی کامپیوتر خود را رها می‌کنند یا به نمودارها توجهی نمی‌کنند. اما اگر شرایط مناسبی برای معامله کردن وجود داشته باشد، بررسی می‌کنند که آیا تعیین نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ در آن موقعیت منطقی است یا خیر. در صورتی که تعیین نسبت سود به ضرر ۲ به ۱ ممکن باشد، به معامله ورود می‌کنند و پس از تنظیم حدود سود و ضرر، آن را به حال خود رها می‌کنند.

    دلیل اینکه معامله‌گران حرفه‌ای اینگونه فکر و معامله می‌کنند این است که خود را درگیر و وابسته هیچ معامله‌ای نمی‌کنند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که هر معامله تنها یک معامله از مجموعه‌ بزرگی از معاملات است که باید انجام دهند تا در نهایت نتیجه روش کاری آن‌ها که احتمال موفقیت بالایی دارد مشخص شود. در مقابل، معامله‌گران مبتدی در تک‌تک معاملات گرفتار می‌شوند و در برابر احساسات ناشی از هر معامله مثبت یا منفی از خود واکنش نشان می‌دهند. چرا که به دلیل عدم داشتن تجربه کافی و دیدگاه صحیح، در عوض اینکه تصویر بزرگتر و برآیند نتایج معاملات را ببینند، نگاه خود را به جزئیات و نتیجه هر یک معامله معطوف می‌کنند. داشتن یک استراتژی موفق همراه با مطالب بالا می تواند سوددهی مستمر از مارکت را ساده کند.طراحی یک استراتژی موفق مراحلی دارد برای اطلاع از این مراحل مقاله “ چگونه یک استراتژی معاملاتی موفق طراحی کنیم؟” را مطالعه نمایید.

    چند ترفند ساده برای اینکه در بورس ضرر نکنید | پرتفو را چگونه باید چید؟

    شاید شما هم جز کسانی هستید که همواره در بورس متحمل ضرر هستید و نمی دانید دلیل این ضرر چیست! حتی هنگامی که با یک تحلیل درست وارد سهم شده اید باز هم سبد سهام شما در مجموع در زیان است! چطور می شود جلوی ضرر در بورس را گرفت؟

    به گزارش نبض بورس، ماجرا از آنجا آغاز شد که یکی نکاتی در مورد نسبت سود به زیان از دوستان که هم اکنون در بازار سرمایه مشغول معامله است، این موضوع را مطرح کرد که من تمام دوره های آموزشی بازار سرمایه را گذرانده ام اما هم اکنون در معاملاتی که انجام می دهم ضرر می کنم! این مسئله جای بسی تعجب داشت که چرا این فرد که همه دوره های آموزشی را پشت سر گذاشته است و تحلیلگر بسیار خوبی است در این بازار در حال ضرر کردن می باشد؟!

    همین پرسش باعث شد تا یک بار رفتار این تحلیلگر بازار سرمایه را مورد بررسی قرار دهیم تا نقص موجود و دلیل زیان دهی این فرد را بیابیم. شاید این مسئله برای شما هم رخ داده باشد پس توصیه می کنیم تا پایان این مطلب با ما همراه باشید.

    بررسی ها نشان داد که این فرد در معاملات خود سه مفهوم کلی و مهم را به هیچ عنوان رعایت نمی کرد. اما این سه مفهوم کلی چه بود؟

    برای خرید یک سهم باید استراتژی معاملاتی داشت. به زبان ساده باید بدانید که سهم را چرا می خرید؟ هدف قیمتی کجاست؟ حد ضرر چقدر باشد و در نهایت دلایل فروش سهم چیست؟ (بیشتر بخوانید: آنچه باید درباره استراتژی معاملاتی بدانید)

    مقصود نکاتی در مورد نسبت سود به زیان از مدیریت سرمایه این است که باید پرتفو را با یک الگوی خاصی چید و برای چیدن پرتفوی مناسب یک مجموعه نکات را رعایت کرد. اگر پرتفو خارج از این الگو باشد مطمئن باشید که بسیار سخت به سود دست خواهید یافت.

    پرتفو را چگونه بچینیم؟

    پرتفو را باید این گونه چید:

    از چهار الی شش سهم از صنایع مختلف تشکیل شده باشد. اما چرا نکاتی در مورد نسبت سود به زیان چهار سهم؟ یک دلیل این است که مثلا شما اگر تک سهم یا دو سهم باشید کارگزاری به شما اعتبار نخواهد داد.

    مبلغ خرید در همه سهام یکسان باشد. چرا؟ چون اگر مثلا ۵۰ میلیون تومان داشته باشید و ۴۰ میلیون تومان را به یک سهم و ۱۰ میلیون تومان را به چهار سهم دیگر اختصاص دهید آن گاه اگر سهم ۴۰ میلیون تومانی در ضرر و چهار سهم دیگر در سود باشند قطعا در مجموع شما در ضرر خواهید بود.

    ۱۰ درصد کل پول موجود را به عنوان موجودی نقد در پرتفوی خود نگه دارید. این ده درصد می تواند در صورت مشاهده یک موقعیت مناسب جهت خرید به شما کمک کند.

    به هیچ وجه تک سهم نشوید. ممکن است سهم مورد نظر تعلیق شود بعد با مشکل رو به رو خواهید شد. یا به دلیل عدم رعایت قوانین معاملاتی به مدت طولانی متوقف شود.

    همچنین بررسی ها نشان داد که این تحلیلگر حرفه ای در بازار سرمایه متاسفانه به حد ضرر خود اصلا پایبند نبود و همیشه امید داشت که سهم خریداری شده روند نزولی خود را تغییر دهد و بازگردد. همین مسئله باعث می شد که فرد به حد نکاتی در مورد نسبت سود به زیان ضرر پایبند نباشد و همواره این حد ضرر را پایین و پایین تر بگذارد! فراموش نکنیم ذهن ما در مقابل ضرر مقاومت می کند و هزار دلیل برای بازگشت سهم می تراشد!

    در پایان باید گفت که این چارچوب اصلی مدیریت سرمایه را نیز باید رعایت کنیم:

    1. همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید. به عنوان نمونه این بدان معنی است که به هیچ عنوان چند سهم از یک صنعت خریداری نکنید و تنوع را در خرید سهام از صنایع مختلف رعایت کنید.
    2. ضررها را محدود کنیم و اجازه رشد به ضرر را ندهیم. حد ضرر فعال شد در هر شرایطی خارج شوید.
    1. اجازه دهیم سودها رشد کنند. برخلاف اینکه ذهن در مقابل ضرر و فروش سهم در ضرر مقاومت می کند، در مقابل سود مقاومتی صورت نمی گیرد و به محضی سهم اندکی وارد سود شد از سود بلافاصله خارج می شویم.
    2. هنگام ورود به معاملات ریسک به ریوارد را رعایت کنیم. ریسک به ریوارد به زبان خیلی ساده و عامیانه همان نسبت سود به ریسکی است که می کنیم. یعنی بابت ریسکی که می کنیم چقدر سود عایدمان خواهد شد. طبیعتا هر چقدر این سود در مقابل ریسک بزرگتر باشد بهتر است.
    3. به حجم معاملات در ضرر اضافه نکنیم. برخی میانگین کم می کنند به امید آنکه سهم برگردد و از ضرر خارج شوند و این در حالی است که اگر حد ضرر فعال شد شما باید سهم را بفروشید. سهم را در نقطه مناسب خریداری کنید و برای آن حد ضرر قرار دهید. حد ضرر فعال شد از سهم خارج شوید.

    اگر میانگین کم کنید سرمایه در این سهم ضررده قفل خواهد شد و اگر موقعیت مناسبی را دیدید دیگر نقدینگی ندارید که از آن استفاده کنید.

    بیشتر بخوانید:

    • سفته بازان بورس در کدام بازار فعال ترند؟ | سهام با این ویژگی ها پروژه می شوند!
    • عرضه اولیه‌های پاییز و زمستان شستا کدامند؟
    • در نیمه دوم ۱۴۰۰، کدام گروه‌های بورسی بهتر رشد خواهند کرد؟

    با سودده ترین و زیان ده ترین نمادها آشنا شوید!

    جزئیات جدید از پلمپ ساختمان بورس تهران | شهرداری بورس تهران را پلمپ کرد! + فیلم و عکس

    زمان واریز سود شستا تغییر کرد | سود شستا کی و چگونه واریز می شود؟

    بررسی گزارش عملکرد ۲۱ نماد شیمیایی

    ارزش پالایش یکم و دارایکم ۲۸ مهر| بازدهی منفی ۲۸ درصدی برای خریداران پالایش

    ارزش سهام عدالت آخرین روز معاملاتی مهرکاهشی شد

    سفته بازان بورس در کدام بازار فعال ترند؟ | سهام با این ویژگی ها پروژه می شوند!

    سودده ترین رمزارز در هفته اخیر | نقطه مقاومت و حمایت بیت کوین کجاست؟ |این ارز دیجیتالی همچنان پیشتاز بازار رمزارزها

    حرفهاتون موقعی درست که دولت ومسئولین بذارن بورس روال عادی خودشو طی کنه نه اینکه دست توجیب ملت کنندتاکسری بودجه شونوجبران کنند،دراینصورت چه کاری ازملت ساخته هستش؟؟؟
    خدانسل این ظالمین ازرو زمین برداره

    چون مردم بهتون اعتماد ندارن از شگردهای دیگر استفاده میکنید دستتون روشده
    همه مردم فهمیدن که همتون دزد هستین

    اینگونه نظرات آموزشی زمانی کاربرد واقعی دارند که از بورس استفاده ابزاری به ذینفعان نشود وبورس راه طبیعی خودش بره اون هم توفضای روشن اقتصادی نه ما که سقوط وصعود عامل های اقتصادمون به ساعت ها هم بند نیست

    سلام
    كامنت هاي شما كاملا درست و منطقي است ولي با رعايت همه اين موارد باز هم اتفاقات عجيب و غريب در نمادها و كل بازار بورس رخ مي دهد و همه در ضرر مي افتند.

    من که ازآبان۹۹هرچه خریدم ۳روزبعدحدضررش فعال شدوباضررفروختم وتاالان سهمی نشده که سودبدهد والان پولم داردتمام می شود چه کاربایدبکنم آیاراه جبرانی باقی مانده دقیقامثل یک روانی هاشده ام توی یک سال هفتاددرصد ضررکرده ام وقیمت اجناس هم دویست درصدگران شده است

    سلام راهش این هست عزیز با پولی که به آن حد اقل طی دوسال نیاز داری وارد بورس نشوی و زمانی که بورس افت پیدا کرد به هیچ وجه سهمتان را بفروشید و صبر پیشه کنید چون ضررهای سنگین ما را هیچ کجا تامین نمی کند مگر به مرور زمان و افزایش سرمایه های که سهم می خورد و تعداد سهام بالا رود سهم روبه رشد برود نه تنها ضرر جبران بلکه سود می دهد به امید خوشحال شدن دوستان در کوتاه مدت

    سلام عرض ادب اگه میخوای ضررهای شما جبران بشه انشاالله نمادفپنتارابرسی کن بخرتاانشاالله جبران ضررهاتون بشه.ودرهمه حال دربازارسرمایه صبورباش.

    مطالب بسیار خوب وقابل درک است اممممااااا
    ایت برای ان بورس های از مابهترون است
    نه بورس ما که مثل حلوای خیرات هر کس رسید یه کفکیر زد زیرش
    در کشورهای مسلمان به تمام معنی غرب واسیای شرقی هم شرکت هم دولت وهم مردم سود میبرند ودولت ها مکلفند از بورس حمایت جانانه کنند وبی موقع هم دهانشان باز نمیشود
    بورس دستوری ما خودرود وخساپا به ۱۲۰و۱۷۰رسیدن درحالی که ارابه های مرگ تولید داخل بنجل سازیمان هر ماشین را به قیمت خود خدا میفروشند چه به جیب سهامدار رفت
    مگرنه بعد از کسر هزینه ها وکارگر وکارخانه باید سود سرشار وارد جیب سهامدار بشه پس کو
    یا مواد غذایی وشیمیایی ومعادن
    کدما را ببین
    شستا را ببین
    پترشیمی راببین
    ایخدا به کجا شکایت ببریم

    چراوعده الکی ودروغ به مردم میدیدواگذاتان تیغ برنده ابوالفضل عباس دیگر با یکسال انتظار داریم سکته میکنیم اعتماد به شرافت تک تک مسؤلین که گفتید صبر کنید بورس برمیگردد کردیم. برنگشت هیچی سرمایمان یک ششم شد. اگر اعتماد نمی‌کردم به شمای دوغگوی کثیف با بنیمی از ضرر با ۲۵۰ ملیون بیرون میآمدم که حالا شده ۶۰ملیون کدام عوضی جواب این ضررها میدهدکدام از مسؤلین آنقدر انتظار ازحقشان میکشن اگر درک و فهم دارین خودتان جای نکاتی در مورد نسبت سود به زیان سهامداران ضرردیده بگذارید بی لیاقتها یک ساله منفیه یک ماه هم مثبتش کنید اگر شرف دارین.

    با سلام بدون مقدمه بروم سراصل مطلب در جایی خوندم که احتمالا پیامبر اسلام میفرماید فقر از هردری وارد خانه شود ایمان از اون خانه بیرون میرود . خدارو خوش میاد با این تورم 50%که گرفتار کشور شده وباعثروبانیش هم دولت قبلی بود که چندین نفر از خائنین که درلباس وزیر بودن همه هم میدونن چه کسانی بود اومدن با رئیس دولت جلسه گرفتند ومردم رو در شاخص 2میلون واحد دعوت کردن به بورس که بورس چنین هست وچنان هست اما خیرندیده ها اون بلایی که صدام هشت سال برسرمملکت ما آورد اینها کارشون از صدام بدتر بود الان همون نامردها و بچه هاشون بهترین جاهای دنیا و ایران ازپول من وامثال من بیچاره باخالی کردن شاخص برسرمون ازتیرماه 99تا الان که پنجم آذرماه 1400هست با هرترفندی وتحلیلی وآموزشی هرکار میکنیم حدقل 40تا50% درضرریم و تمام شخصیتهای سیاسی واقتصادی اظهارنظر کرده اند که بورس رو ترک نکنید درستش میکنیم اما در همین انتخابات امسال اکثر کاندیدا آقایان رئیسی و رضایی و قاضی زاده هاشمی و شهردار تهرون همگی مگه نمیگفتند درکوتاهترین زمان ممکن بازارسرمایه رو از این رو به آن رو میکنیم حالا بعد از گذشت شش ماه چکاری کردند روند شاخص کل وشاخص هم وزن مسیرشون به چه طرفی رفت .حالا بگذریم اگر میتونید شماره ناظر بازارسرمایه رو بهم بدید من نماد #سصفها که سال 99تا 43/000رفت الان قیمت این سهم شده 2/300تومان باوجودی که این سهم مال افراد ایتام همدانیان هست چرا حقوقی سهم هرروز فروشنده هست و حقوقی وبازارگردان هیچ حمایت از این سهم نمیکنن که یکی مث من نوعی 50% درضرر باشم پولی ندارم که میانگین کم کنم که اگر سهم خواست حمایت بشه حداقل بخشی از ضررم جبران بشود جان مادرتون از هر راهی میشه ارتباطی با شرکت سصفها بگیرید وباحقوقی وبازارگردان سهم صحبت کنید مردم بیچاره شدن مشکلات عدیده ای بخاطر بورس مردم رو گرفته از طلاق بگیر تا بیماریهای روحی وروانی وغیره ولطف کنید ناظربورس رو درجریان قرار بدید وشماره ناظربازار رو هم برامون بزارید باتشکر.

    نسبت ریسک به پاداش یا سود به ضرر | مدیریت ریسک در فارکس – درس پنجم

    مجله افیکس کار: در درس قبلی مدیریت ریسک در فارکس، درباره درصد ریسک در هرمعامله خواندیم و اکنون از نسبت سود به ضرر صحبت میکنیم.

    فرض کنیم برای افزایش شانس خود برای سودآوری ، شما وقتی که توانایی سود 3 برابر بیشتر از ریسک را دارید، معامله کنید.

    اگر به خودتان نسبت پاداش به ریسک 1:3 بدهید ، احتمالاً در طولانی مدت سودآوری بالاتری خواهید داشت.

    به عنوان مثال نگاهی به نمودار زیر بیندازید: (نسبت پاداش به ریسک ۱:۳)

    10 تریدباختبرد
    1$1,000
    2 $3,000
    3$1,000
    4 $3,000
    5$1,000
    6 $3,000
    7$1,000
    8 $3,000
    9$1,000
    10 $3,000
    مجموع$5,000$15,000

    در این مثال می بینید که حتی اگر فقط 50٪ از معاملات خود را ببرید ، باز هم 10،000 دلار سود خواهید داشت.

    فقط بخاطر داشته باشید که هر زمان با نسبت ریسک به پاداش معامله کنید ، احتمال سودآوری شما بسیار بیشتر است حتی اگر درصد پیروزی کمتری داشته باشید.

    یک مورد مهم : تنظیم یک نسبت بزرگ پاداش به ریسک ممکن است برای شما گران تمام شود.

    نسبت پاداش به خطر در تجارت فارکس

    در ظاهر ، مفهوم قرار دادن نسبت پاداش به ریسک بالا خوب به نظر می رسد ، اما به چگونگی اعمال آن در سناریوهای واقعی معامله بیندیشید.

    بیایید فرض کنیم که شما یک معامله گر اسکالپر هستید و فقط می خواهید 3 پیپ را به خطر بیندازید.

    استفاده از نسبت پاداش به ریسک 3:1 ، به این معنی است که شما باید 9 پیپ سود کنید. ولی ، احتمال اینکه شما مجبور شوید هزینه اسپرد را پرداخت کنید ، استراتژی شما را با شکست مواجه می کند.

    اگر کارگزار شما 2 پیپ اسپرد برای نرخ EUR/USD ارائه داد ، در عوض باید 11 پیپ کسب کنید ، و مجبور شوید که یک نسبت 4:1 را اعمال کنید.

    با توجه به اینکه نرخ ارز EUR/USD می تواند در عرض چند ثانیه 3 پیپ را بالا و پایین کند ، شما سریعتر از آنچه که فکرش را بکنید متوقف می شوید.( به StopLoss برخورد میکنید)

    اگر می خواهید اندازه پوزیشن خود را کاهش دهید ، می توانید حد ضرر(StopLoss) خود را گسترش دهید تا نسبت پاداش / ریسک مورد نظر خود را حفظ کنید.

    اکنون ، اگر پیپ هایی را که می خواستید ریسک کنید به 50 افزایش دهید ، باید 153 پیپ کسب کنید.

    با این کار می توانید نسبت پاداش به ریسک خود را در جایی نزدیک به 3:1 مورد نظر خود قرار دهید. دیگر خیلی بد نیست ، درست است؟

    در دنیای واقعی ، نسبت های پاداش به خطر ، وحی مُنزل نیستند. بسته به بازه زمانی ، محیط معامله و نقاط ورود / خروج شما باید تنظیم شوند.

    یک معامله‌گر موقعیتی می تواند نسبت پاداش به ریسک تا 10:1 داشته باشد در حالی که یک اسکالپر می تواند نسبت 0.7:1 را انتخاب کند.

    حسابداران خبره

    قالب وبلاگ

    نسبتهای مالی را می توان از جمله ابزار سودمند در تعیین ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻣﺎﻟﻲ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎ و درک درست از واقعیت های مهم در بازه نتایج عملیات و وضعیت مالی یک شرکت به حساب آورد و با بررسی و تحلیل نسبت های مالی می توان به آسیب شناسی فعالیت مالی یک شرکت نیز دست یافت.

    ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ به چهار گروه عمده تقسیم می شوند:

    1 ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي ﻧﻘﺪﻳﻨﮕﻲ:

    این نسبت ها ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ و ﻗﺪرت شرکت را در ﭘﺮداﺧﺖ بدهی های کوتاه مدت در سر رسید را اندازه گیری نموده و خود به دو زیر گروه تقسیم می شوند.

    1-1- نسبت جاری :
    یا نسبت سرمایه درگردش که از تقسیم دارائیهاي جاري به بدهیهاي جاري بدست می آید و به عنوان شاخص توانایی شرکت در پرداخت تعهدات کوتاه مدت از محل دارائیهاي جاري به حساب می اید. این نسبت نشان می دهد که بستانکاران می توانند اطمینان داشته باشند که مطالبات آنان در سررسید پرداخت می گردد واحد این نسبت، عددی مثبت و معمولا بزرگتر از یک است که البته هر چه بیشتر باشد از نظر اعتباردهندگان بهتر است.

    1-2- ﻧﺴﺒﺖ آﻧﻲ:
    این نسبت از تقسیم دارائیهاي سریع بر جمع بدهیها بدست می آید، دارائیهاي سریع شامل وجوه نقد و بانک، اوراق بهادار کوتاه مدت و حسابهاي دریافتنی است، اقلامی همچون موجودي کالا، پیش پرداختها در محاسبه این نسبت لحاظ نمی شود تا بستانکاران و اعتباردهندگان کوتاه مدت بهتر بتوانند نقدینگی واحد تجاري را در بازپرداخت بدهی ها ارزیابی کنند.

    2 ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ:

    با این نسبت می توان میزان ﻛﺎرآﻳﻲ یک ﺷﺮﻛﺖ را در ﻛﺎرﺑﺮد منابع خود اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي نمود و خود به چهار شاخص تقسیم نمی گردند

    2-1- گردش موجودی :
    این نسبت از تقسیم بهاي تمام شده کالاي فروش رفته بر متوسط نکاتی در مورد نسبت سود به زیان موجودي یک دوره مالی بدست می آید (دقت گردد که بهاي تمام شده کالاي فروش رفته با عدد فروش اشتباه نگرددچرا که فروش در برگیرنده سود می باشد). پایین بودن این نسبت ممکن است ناشی از کاهش فروش یا افزایش موجودي طی دوره باشد افزایش موجودي طی دوره عواقبی همچون افزایش هزینه نگهداري و جریان خروجی نقدي در بر دارد. گردش بالاي موجودي ممکن است مشکلات کسري موجودي در پاسخگویی به نیازهاي مشتریان را ایجاد نماید.

    2-2- گردش حسابهاي دریافتنی:
    این نسبت از تقسیم خالص فروش نسیه بر متوسط حسابهاي دریافتنی به دست می آید. در عمل صورت کسر بدلیل آنکه اغلب شرکت ها فروش نسیه را به طور جداگانه گزارش نمی کنند، جمع فروش هاي طی دوره است .

    2-3- متوسط دوره وصول مطالبات:
    این نسبت متوسط روزهایی که طول می کشد تا فروش نسیه وصول شود را بیان می کند و از تقسیم عدد 360 روز برگردش بدهکاران بدست میآید.

    2-4- گردش جمع دارائی ها:
    این نسبت از تقسیم خالص فروش بر متوسط دارائی ها در یک دوره مالی بدست می آید. این نسبت بر چگونگی بهره وري ازدارائیها تاکید دارد.

    3 ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي اﻫﺮﻣﻲ:

    ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ از ﻃﺮﻳﻖ اﻳﺠﺎد ﺑﺪﻫﻲ را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ. در واﻗﻊ اﻳﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ ﺧﻮد را از ﻣﻨﺎﺑﻊ دﻳﮕﺮان ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ و در دو شاخص دسته بندی می گردند.

    3-1- نسبت جمع بدهی ها به جمع دارائیها:
    این نسبت توانائی شرکت در تحمل کاهش خالص دارائی ها براثر زیان هاي وارده بدون به مخاطره افتادن منابع اعتبار دهندگان رانشان نکاتی در مورد نسبت سود به زیان نکاتی در مورد نسبت سود به زیان می دهد، هر چقدراین نسبت بالا باشد، نشان دهنده ریسک بالاي اعتبار دهندگان می باشد. عدد قابل قبولبرای این نسبت بستگی به ثبات سودآوري در طول سال های مختلف دارد هر چه ثبات سودآوري تاریخی بیشتر باشد اعتبار دهندگان و سرمایه گذاران نسبت هاي بالاتري را تحمل خواهند کرد .

    3-2- نسبت دفعات پرداخت بهره :
    این نسبت بطور معمول از تقسیم سود قبل از بهره و مالیات بر هزینه بهره بدست می آید . این نسبت براي ارزیابی توان واحد تجاري در پرداخت هزینه بهره سالانه کاربرد دارد.

    4 ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎي ﺳﻮد آوري :

    ﻣﻴﺰان ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ را درﻛﺴﺐ ﺳﻮد و ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺎﻣﻴﻦ آن از ﻣﺤﻞ درآﻣﺪ، ﻓﺮوش و ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاري را ﻣﻮرد ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﻣﻲ دﻫﺪ و بسته به نوع تحلیل در هفت شاخص دسته بندی می گردند.

    4-1- نسبت سود خالص به فروش :
    این نسبت از تقسیم سود خاص بر فروش خالص بدست میآید و میزان بازدهی را به ازاي هر ریال از فروش نشان میدهد. ضعف این نسبت آنست که بسیاري از هزینه ها همانند هزینه تامین مالی که در محاسبه سود خالص لحاظ شده اند ارتباطی به فعالیت فروش نداشته ولی در عدد نسبت ظاهر می گردد.

    4-2- نسبت سود عملیاتی به فروش :
    این نسبت از تقسیم سودعملیاتی به فروش خالص بدست می آید اقلام غیر عملیاتی همچون درآمد و هزینه بهره، سود و زیان واگذاري دارائیها در محاسبه سود عملیاتی منظور نمی شود این نسبت معیار قویتري براي ارزیابی سودآوري و فروش است.

    4-3- نسبت سود خالص به متوسط دارائیها :
    این نسبت از تقسیم سود خالص به جمع دارائیها بدست میآید و معیار بهتري براي سنجش سودآوري شرکت در مقایسه با نسبت سود خالص به فروش و نسبت سود عملیاتی است زیرا توان مدیریت را در بکارگیري موثر از دارائیها در ایجاد سود خالص نشان میدهد.

    4-4- نسبت بازده حقوق صاحبان سهام :
    این نسبت از تقسیم سود خالص منهاي سود سهام ممتاز بر متوسط حقوق صاحبان سهام بدست می آید .این نسبت میزان موفقیت مدیریت را در حداکثر نمودن بازده سهامداران عادي نشان میدهد

    4-5- در آمد هر سهم :
    این نسبت از تقسیم سود خالص منهاي سود سهام ممتاز برتعداد سهام عادي بدست می آید. روند افزایش این نسبت مبین رشد واحد تجاري است که از دیدگاه سرمایه گذاران رشد بالقوه بسیار مطلوب است و روند کاهشی سرمایه گذاران و سهامداران را نگران خواهد کرد.

    4-6- نسبت قیمت به سود :
    این نسبت از تقسیم ارزش بازار به سود هر سهم بدست می آید

    4-7 - بازده سود سهام :
    این نسبت از تقسیم سود عادي بر ارزش بازار هر سهم بدست می آید.

    نسبت پی به ای (P/E)

    این نسبت بیان کننده نسبت قیمت (Price) یک سهم به پیشبینی سود سهام (EPS) آن است. به لحاظ تئوریک، پی به ای یك سهم به ما می گوید كه سرمایه گذاران حاضرند به ازای دریافت هر ریال سود یك شركتT چند ریال برای خرید آن بپردازند.

    نسبت پی به ای، با سود با حداقل ریسک (شامل سود بانکی و سود اوراق مشارکت) مورد مقایسه قرار می گیرد و ملاکی از دوره بازگشت سرمایه است. بطور مثال سود بانکی ۲۰%، به این معناست که دوره بازگشت سرمایه‌گذاری در بانک ۵ سال است. یعنی سرمایه‌گذار بعد از گذشت ۵ سال، با سودهای به‌دست آمده، سودی برابر با اصل سرمایه خود کسب کرده است.

    از نسبت پی به ای برای ارزشگذاری سهام استفاده می شود. با فرض آن که سود بانکی 20 درصد باشد، پی به ای مورد انتظار بازار می‌تواند ۵ باشد. اگر سود بانکی و سود بدون ریسک کاهش یابد در طرف مقابل پی به ای بازار رشد خواهد کرد چرا که انتظار زمان بازگشت سرمایه بیشتر می شود. به این صورت چنانچه شرکتی سود سهام (EPS) خود را ۱۰۰ تومان اعلام کند، با فرض پی به ای برابر 5، قیمت تعادلی این سهم برابراست با 500 تومان.

    یكی از رایج ترین اشتباهاتی كه سرمایه گذاران مبتدی انجام می دهند خرید سهام صرفا” بر مبنای نسبت پی به ای است . پی به ای بالا ممكن است به معنی بیش نمایی ارزش سهم باشد و هیچ تضمینی وجود ندارد كه بعدا” به سرعت پایین نیاید. از طرفی پی به ای پایین لزوما” به این معنی نیست كه ارزش یك شركت كم نمایی شده، بلكه به معنای آن است كه بازار معتقد است شركت در آینده ی نزدیك با مشكل روبرو خواهد شد. عامل مهم تر که باید در خرید سهم مورد توجه قرار بگیرد، روند تغییرات پی به ای در طول زمان و توانایی شرکت برای افزایش سوددهی است.

    ۱- نسبت P/E منعکس کننده عقیده بازار درباره یک شرکت است. معمولا نسبت P/E شرکت‌های خوب و رو‌به رشد، بالا است.

    ۲- نسبت P/E بزرگ نشان دهنده خوش‌بینی و نسبت P/E کوچک، نشان دهنده بدبینی عموم سرمایه‌گذاران درباره آینده شرکت است.

    ۳- نسبت P/E تا زمانی بالا خواهد بود که عموم سرمایه‌گذاران به توانایی رشد وتحقق سود یا افزایش قیمت سهام یک شرکت اعتقاد داشته باشند. به محض اینکه این اطمینان در قابیلت سودآوری شرکت ازبین برود، این نسبت افت خواهد کرد.

    ۴- نسبت P/E، اعتبار شرکت ومدیریت آن و همچنین اعتمادی که سرمایه‌گذاران در مورد استعداد دست‌یابی به سود شرکت دارند، منعکس می‌کند.

    ۵- نسبت P/E دماسنجی است که مرتبا میزان حرارت سهام را بررسی و به بازار اعلام می‌کند.

    ۶- نسبت P/E نشان‌دهنده سطح ریسک یک سهم نیز است. هر چه P/E بالاتر باشد، ریسک سهم بالاتر خواهد بود.

    ۷- در صورت منفی شدن بازار تمایل به فروش سهام با P/E بالا نسبت به سایر سهام افزایش می‌یابد.

    ۸- هنگامی که شرکت‌ها دوره رشد خود را پشت سر می‌گذارند سود آنها تثبیت و نسبت P/E آنها تعدیل می‌شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.