تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله


مارجین چیست؟+ انواع معاملات مارجین در بازار فارکس

امروز با توجه به تغییراتی که در زندگی انسان ها به واسطه تکنولوژی ایجاد شده، مردم نسبت به پیشبرد زندگی خود هوشمندانه­‌تر عمل میکنند . به علاوه با ترویج این طرز فکر که به جای "زیاد کارکردن، هوشمندانه کار کنید" افراد به دنبال تفریح بیشتر، کار کمتر اما پر درآمد هستند. یکی از بهترین گزینه ها در این خصوص، سرمایه گذاری است، سرمایه گذاری اصولی در بخش های مختلف بازارهای مالی کاری هوشمندانه است که زمانی که به درستی انجام شود ، نتیجه خیلی خوبی دارد. در عین حال از آنجایی که هر حرفه ای اصطلاحات تخصصی مختص به خود را دارد، در ادامه با یکی از مهم ترین اصطلاحات بازار سرمایه گذاری ، یعنی مارجین و کاربرد آن آشنا میشویم با ما همراه باشید.

با توجه به مطالب گفته شده، شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد که سرمایه گذاری هوشمندانه چیست؟ سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف نیز یکی از همین فعالیت‌های هوشمندانه معاملاتی است که می‌تواند سرمایه شما را چندین برابر کند و به صفرهای حساب شما بیفزاید، اما این بیزینس نیز مانند سایر فعالیت‌های تجاری قوانین و اصطلاحات مختص به خود را دارد که آگاه‌نبودن و درک نادرست از آن می‌تواند به شکست شما بینجامد. مارجین تریدینگ یکی از همین موارد است که حتی بسیاری از افراد فعال در زمینه تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله بازهاری مالی بین الملل نیز تعریف درستی از آن ندارند و امکانی عالی برای کسب درآمد بیشتر را از دست می‌دهند یا با هیجان و بدون درک صحیح به این عرصه ورود می‌کنند و چیزی جز ضرر نصیبشان نمی‌شود. در ادامه با ما همراه باشید تا درباره این مفاهیم بیشتر بحث کنیم که مارجین چیست؟ منظور از مارجین کال، کراس مارجین و فری مارجین چیست؟ چرا تسلط به تعریف مارجین لول اهمیت دارد و…

مارجین تریدینگمارجین تریدینگ چیست؟

معامله با مارجین یا Margin Trading به معنای قرض‌گرفتن مقداری پول (معمولاً تا ۵۰ درصد سرمایه‌ای که وارد حساب مارجین کرده‌اید) از یک شرکت کارگزاری یا صرافی، به‌منظور انجام معاملات مختلف است. در این روش، ابتدا مبلغی را به‌عنوان سپرده پرداخت می‌کنید و همین سپرده به‌عنوان وثیقه‌ای برای پرداخت وام در نظر گرفته می‌شود. این وام قدرت خرید سرمایه‌گذاران را افزایش می‌دهد و امکان خریداری حجم بیشتری از محصولات و خدمات را برای آن‌ها فراهم می‌کند؛ برای مثال فرض کنید ۱۰۰۰ دلار به حساب مارجین خود واریز کرده و ۵۰ درصد از قیمت خرید را تعیین نموده‌اید، در اینجا شما به میزان ۲۰۰۰ دلار قدرت خرید به دست آورده‌اید. در این مثال تا ۱۰۰۰ دلار خرید، به حساب مارجین نبوده است؛ چراکه خود شما وجه کافی برای پوشش تراکنش را در اختیار داشته‌اید!

پس از دریافت پول، سود مستمری را بابت وام اخذشده، به آن شرکت یا صرافی پرداخت خواهید کرد. درواقع حساب مارجین یک حساب کارگزاری استاندارد است که در آن سرمایه‌گذار مجاز است از پول نقد یا اوراق بهادار جاری در حساب خود به‌عنوان وثیقه برای وام استفاده کند؛ به عبارتی دیگر سرمایه‌گذاران می‌توانند برای خرید ابزارهای مالی، از کارگزار یا صرافی خود وام بگیرند که این امر یک ریسک اعتباری برای آن کارگزاری یا صرافی ایجاد می‌کند؛ در این صورت سرمایه‌گذار باید وثیقه یا تضمینی ارائه کند که این ریسک را پوشش دهد؛ درواقع مارجین همان وثیقه است! اصطلاحات مهمی نیز در این مبحث وجود دارد که در ادامه به تعریف آن‌ها پرداخته‌ایم:

مارجین کال

کال مارجین یا Margin Call ؛ درواقع سناریویی است که در آن کارگزاری که قبلاً وام مارجین را به یک سرمایه‌گذار اعطا کرده بود، اخطاریه‌ای را برای سرمایه‌گذار ارسال می‌کند و از او می‌خواهد میزان وثیقه را در حساب مارجین خود افزایش دهد. به عبارتی دیگر مارجین کال زمانی است که پول باید پس از ضرر معاملاتی به حساب مارجین اضافه شده تا حداقل سرمایه مورد نیاز برآورده شود. زمانی که سرمایه‌گذاران با مارجین کال مواجه می‌شوند، اغلب نیاز دارند وجه نقد اضافی به حساب خود واریز کنند. اگر هم سرمایه‌گذار نتواند این مبلغ اضافی را تهیه و واریز کند یا به هر دلیل از انجام این کار امتناع کند، کارگزار می‌تواند حساب مارجین او را نقد کرده تا سرمایه لازم را جمع‌آوری کند؛ از این‌رو بسیاری از سرمایه‌گذاران از مارجین کال واهمه دارند؛ چراکه به‌خوبی می‌دانند پس از این اخطار، اگر نتوانند میزان مبلغ درخواستی را فراهم کنند، مجبور می‌شوند با سودی که مدت‌ها در انتظارش بودند، خداحافظی کنند!

فری مارجین

فری مارجین یا Free Margin ، می‌توان تفاوت بین سهام و مارجین استفاده‌شده دانست که به حقوق تریدر در حساب معامله‌گری اشاره دارد. مارجین آزاد به موجودی حساب معامله گر در حساب معاملاتی او اشاره دارد که برای پوزیشن‌های باز فعلی در حاشیه نیست. مقدار مارجین آزاد را می‌توان از فرمول زیر به دست آورد:

مارجین آزاد = موجودی حساب تریدر – مارجین استفاده‌شده

اگر موقعیت‌های باز در دسترس شماست، همچنین در حال حاضر سودآور هستید و سهام شما افزایش می‌یابد، به این معناست که فری مارجین بسیار بیشتری نیز خواهید داشت. گفتنی است سود شناور سبب افزایش موجودی حساب تریدرها می‌شود که این امر در افزایش فری مارجین به طرز چشمگیری مؤثر است. اگر پوزیشن‌های باز شما ضرر می‌کنند، ارزش سهام شما کاهش می‌یابد، به این معنا که مارجین آزاد کمتری نیز خواهید داشت.

قوانین مارجینقوانین مارجین

مارجین تریدینگ در مواقع و شرایط مناسب می‌تواند فوق‌العاده کارآمد باشد و قدرت و حجم خرید را به طرز محسوسی افزایش دهد، اما قوانینی در این بخش وجود دارند که درصورت آگاه‌نبودن از آن‌ها، امکان موفقیت شما بسیار کاهش خواهد یافت! در ابتدا باید اشاره کرد که براساس قوانین بازارهای معاملاتی، کارگزار یا صرافی ملزم به کسب رضایت شما برای افتتاح حساب مارجین بوده که ممکن است بخشی از قرارداد افتتاح حساب استاندارد یا یک قرارداد کاملاً مجزا باشد. همچنین طرف مقابل می‌تواند برای انجام معاملات مارجین از شما کمیسیون دریافت کند. درمجموع خود شما مسئول هرگونه سود یا ضرر احتمالی آتی خواهید بود و حتی شرکت کارگزاری شما ممکن است سهام یا قرارداد را به میزانی نقد کند که بیش از نیاز اولیه باشد!

پس از افتتاح و عملیاتی‌شدن حساب غالباً می‌توان تا ۵۰ درصد از موجودی اولیه را وام گرفت که این قسمت از قیمت خرید به‌عنوان حاشیه اولیه شناخته می‌شود. لزوماً نباید تا ۵۰ درصد مارجین کرد و می‌توان درصد پایین‌تری را وام گرفت؛ هرچند برخی کارگزاری‌ها بیش از ۵۰ درصد قیمت خرید را نیز تقاضا می‌کنند، نرخ ۵۰ درصد را می‌توان نرخ معمول مارجین قلمداد کرد؛ برای مثال اگر قصد خرید ۱۰۰۰ دلار اوراق بهادار داشته باشید و مارجین اولیه ۵۰ درصدی برای حساب خود تعیین کنید، ۵۰۰ دلار بر عهده شماست و ۵۰۰ دلار مابقی را می‌توانید از کارگزار قرض کنید.

شما می‌توانید مارجین خود را تا زمان دلخواه حفظ کنید، به شرط اینکه به تعهداتی مانند پرداخت سود وجوه قرض‌شده در زمان مقرر عمل کنید. البته باید اشاره کرد که پس از معاملات خود در یک حساب مارجین تا زمانی که بدهی خود را به‌طور کامل پرداخت نکنید، درآمد حاصل به کارگزار شما می‌رسد. در یک زمینه معاملاتی کلی، مارجین فری بین قیمت فروش محصول یا خدمات و هزینه تولید یا نسبت سود به درآمد است. در این میان، محدودیتی به نام مارجین وجود دارد؛ یعنی حداقل موجودی را قبل از کارگزار شما را مجبور به فروش یا واریز وجه بیشتر کند، باید تعیین و حفظ کنید.

خرید با مارجین به پرداخت اولیه دارایی اشاره دارد و زمانی اتفاق می‌افتد که سرمایه‌گذار دارایی را با استقراض موجودی از یک کارگزار خریداری کند. اهرمی که با مارجین اعطا می‌شود، سود و هم زیان را شامل می‌شود و ممکن است درصورت ضرر، مارجین فراخوان از کارگزار یا صرافی شما بخواهد که اوراق بهادار را حتی بدون رضایت قبلی نقد کند. از آنجا که استفاده از مارجین نوعی استقراض پول به شمار می‌آید، هزینه‌هایی را به همراه دارد، مانند هزینه اولیه یا بهره‌ای که باید برای وام خود بپردازید. گفتنی است هزینه‌های بهره به حساب شما اعمال خواهد شد؛ مگر اینکه نسبت به پرداخت تمام بدهی خود اقدام کنید. با گذشت زمان، بدهی شما به‌سبب وجود بهره افزایش می‌یابد و همین افزایش بدهی، بار دیگر به افزایش نرخ بهره می‌انجامد؛ از این‌رو خرید با حاشیه عمدتاً برای سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت مناسب است و هرچه زمان بیشتری سرمایه‌گذاری خود را نگه ‌دارید، طبیعتاً به بازده بیشتری برای کسب سود نیاز خواهید داشت.

کاربرد Margin در صرافی‌ها

مارجین تریدینگ در کارگذاری ها به‌شدت کاربردی است و به افزایش قدرت خرید شما منجر می‌شود. همچنین امکان افزایش سود با وجوه کمتر را برای شما فراهم می‌کند؛ برای مثال هنگام معامله روی یک جفت ارز، درصدی از قیمت کل معامله را شما پرداخت می‌کنید و مابقی را کارگذاری بر عهده می‌گیرد و به تناسب سرمایه، شما را در سود و ضرر شریک کرده و درصورت ضرر بیش‌ازحد، تمام سرمایه‌ای را که تعیین کرده‌اید، بلوکه می‌کند. این مبلغی که شما در ابتدای معامله تعیین کرده‌اید، به‌عنوان مارجین یا وثیقه‌ای نزد بروکر می‌ماند تا ریسک اعتباری شما را پوشش دهد.

مزایای معامله مارجین

معامله مارجین ریسک بالاتری در مقایسه با معاملات معمولی دارد.بازار فارکس در عین حال که بازاری با نوسان های حساب شده است اما در عین حال ،معامله‌گران در مارجین تریدینگ باید هنگام گرفتن موقعیت‌های خود مراقب باشند؛ به همین دلیل معاملات مارجینی به معامله‌گران جدید توصیه نمی‌شود؛ زیرا به استراتژی‌های پوشش ریسک و مدیریت ریسک پیشرفته نیاز دارد؛ البته این امر به این معنا نیست که معاملات مارجین مزایای خود را ندارد. از طریق این استراتژی، یک معامله‌گر می‌تواند موقعیتی را باز کند که او را در معرض سود بیشتری در مقایسه با دارایی‌های اصلی خود قرار دهد. همان‌طور که قبلاً ذکر شد، یک موقعیت معاملاتی موفق با اهرم ۱۰۰X به معامله‌گر ۱۰۰ برابر بیشتر از آنچه در تجارت عادی به دست می‌آورد، سود می‌دهد.

ریسک‌های معاملات مارجین

معامله مارجین یک سرمایه‌گذاری بسیار پرریسک است. چندین خطر وجود دارد که باید قبل از گرفتن یک موقعیت در نظر گرفته شود. اولین مورد این است که بازار های مالی بین الملل تفاوت های کمی در جزئیات نسبت به یکدیگر دارند که وجه تمایز آنهاست. این امر بازار را در معرض دست‌کاری قیمت‌ها، به‌ویژه در معاملات مارجینی قرار می‌دهد. محرکان بازار معامله‌گرانی هستند که به‌دلیل داشتن سرمایه بزرگ می‌توانند بر بازار تأثیر بگذارند. آن‌ها می‌توانند موضعی اتخاذ کنند که می‌تواند بر موقعیت‌های معاملات مارجینی تأثیر بگذارد و همه، به‌ویژه معامله‌گران حاشیه را در معرض خطر بالایی قرار دهد.با این حال چندین ابزار می‌تواند به محاسبه این خطر کمک کند.

مارجین در فارکسمارجین در فارکس

امکان دوطرفه تبادل و معامله‌گری ارز خارجی فارکس، یکی از محبوب‌ترین درگاه‌های معامله گری در بازار بین الملل به شمار می‌رود و همین عامل موجب شده تا افراد زیادی در جست‌وجوی نحوه کار و قوانین مارجین در فارکس باشند تا قدرت خرید خود را افزایش دهند. مارجین در فارکس، شباهت زیادی به سایر بازارها دارد و برخلاف تصور بسیاری به معنای کارمزد معامله نیست، بلکه بخشی از مانده‌حساب مشتری است که برای سفارش معامله کنار گذاشته می‌شود. میزان مارجین هر شرکت کارگزاری بسته به شرایط می‌تواند متغیر باشد.

همان‌گونه که پیش‌تر نیز گفته شد، حساب مارجین استقراضی برای افزایش حجم یک موقعیت یا معامله است و معمولاً تلاشی برای بهبود بازده ناشی از سرمایه‌گذاری یا تجارت به شمار می‌رود. این فرایند در بازار فارکس، توسط معامله‌گران ارز به کار می‌رود؛ برای مثال سرمایه‌گذاران اغلب هنگام خرید سهام از حساب‌های مارجین استفاده می‌کنند. معاملات مارجین در فارکس به معنای معامله با اهرم است که می‌تواند ریسک و بازده بالقوه را افزایش دهد و شامل سپرده‌گذاری به‌منظور بازکردن و حفظ موقعیت در یک یا چند ارز است.

حساب‌های مارجین توسط شرکت‌های کارگزاری به سرمایه‌گذاران ارائه می‌شود و به‌طور پیوسته با نوسان ارزش ارزها به‌روز می‌شود. معامله‌گران در بازارهای فارکس ابتدا باید یک حساب کاربری با یک کارگزار فارکس یا یک کارگزار آنلاین فارکس افتتاح کنند تا فرایند معامله آغاز شود. میزان مارجین معمولاً درصدی از حجم معاملات فارکس است و با توجه به کارگزار متفاوت است؛ برای مثال در بازارهای فارکس، ۱ درصد مارجین غیرعادی نیست؛ به این معنا که معامله‌گران می‌توانند ۱۰۰۰۰۰ دلار ارز را تنها با ۱۰۰۰ دلار کنترل کنند. سپس برای شروع فرایند مارجین در فارکس، یک سرمایه‌گذار باید ابتدا پول را قبل از انجام معامله به حساب مارجین واریز کند البته مبلغی که باید واریز شود، به درصد مارجین موردنیاز کارگزار بستگی دارد؛ برای مثال، حساب‌هایی که با ۱۰۰۰۰۰ واحد ارزی یا بیشتر معامله می‌کنند، معمولاً دارای درصد حاشیه ۱ یا ۲ درصد هستند.

بنابراین برای سرمایه‌گذاری که می‌خواهد ۱۰۰۰۰۰ دلار معامله کند، حاشیه ۱ درصد به این معناست که ۱۰۰۰ دلار باید به حساب واریز شود. ۹۹ درصد باقی‌مانده توسط کارگزار ارائه می‌شود. گفتنی است برخی کارگزاران به‌دلیل افزایش ریسک نقدینگی، ممکن است به حاشیه بالاتری برای حفظ موقعیت در آخر هفته نیاز داشته باشند؛ بنابراین اگر حاشیه عادی در طول هفته ۱ درصد باشد، ممکن است این رقم در آخر هفته به ۲ درصد افزایش یابد. همچنین باید اشاره کرد که معمولاً کارگزاران از ۱۰۰۰ دلار به‌عنوان سپرده امنیتی استفاده می‌کنند؛ از این‌رو اگر موقعیت سرمایه‌گذار بدتر شده و زیان او به ۱۰۰۰ دلار نزدیک شود، کارگزار ممکن است یک کال مارجین را آغاز کند. هنگامی که این اتفاق می‌افتد، کارگزار معمولاً به سرمایه‌گذار این پیام را می‌رساند که یا پول بیشتری به حساب واریز کند یا حساب را ببندد تا ریسک را برای هر دو طرف محدود کند. در شرایطی که حساب‌ها مبالغ قابل‌توجهی را در بازارهای بی‌ثبات از دست داده‌اند، کارگزاری ممکن است حساب را نقد کند و سپس به مشتری اطلاع دهد که حسابش در معرض کال مارجین قرار گرفته است.

مارجین لولمنظور از مارجین لول چیست؟

مارجین لول یا سطح مارجین به شما این امکان را می‌دهد تا بدانید چه مقدار از سرمایه شما برای معاملات جدید در دسترس است. براساس تعریف مارجین لول مقدار درصد، مقدار ارزش ویژه در مقابل مارجین به دست خواهد آمد؛ برای مثال اگر سهام شما ۵۰۰۰ دلار و حاشیه استفاده‌شده ۱۰۰۰ دلار باشد، مقدار مارجین لول ۵۰۰ درصد خواهد بود. باید اشاره داشت که هرچه مارجین لول بالاتر باشد، فری مارجین بیشتری برای معامله در دسترس سرمایه‌گذار خواهد بود؛ یا به عبارتی دیگر هرچه سطح مارجین پایین‌تر باشد، مارجین آزاد کمتری برای معامله در دسترس خواهد بود که می‌تواند به ضررهای بسیاری نظیر مارجین کال یا تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله توقف خروج و… منجر شود. براساس تعریف مارجین لول، نکات مهمی در این مبحث وجود دارد که از جمله آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • پلت فرم معاملاتی شما به‌طور خودکار مارجین لول شما را محاسبه می‌کند و نمایش می‌دهد.
  • اگر هیچ معامله بازی ندارید، سطح مارجین شما صفر خواهد بود.
  • کارگزاران مختلف محدودیت‌های سطح حاشیه متفاوتی را تعیین می‌کنند، اما بیشتر کارگزاران این حد را ۱۰۰ درصد تعیین می‌کنند.
  • وقتی ارزش سهام شما برابر یا کمتر از مارجین استفاده‌شده شما باشد، نمی‌توانید موقعیت جدیدی باز کنید.
  • اگر می‌خواهید موقعیت‌های جدیدی را باز کنید، ابتدا باید موقعیت‌های موجود را ببندید.

سخن پایانی

معاملات در بازارهای معاملاتی و سرمایه‌گذاری به یکی از محبوب‌ترین راه‌های کسب درآمد در عصر حاضر تبدیل شده و پتانسیل‌ها و موقعیت‌های ویژه این بازار نظیر مارجین می‌تواند با افزایش قدرت خرید و حجم معاملات، سودآوری شما را چندین برابر کند. البته باید توجه داشت ورود به این فرایند بدون دانش و تجربه کافی می‌تواند ضررهای بیشتری به سرمایه‌گذاران وارد کند؛ پس باید توجه ویژه‌ای به مزایا و معایب آن داشت و به‌اصطلاح بی‌گدار به آب زدن در این بازار نتیجه ای جز از دست رفتن سرمایه ندارد.

همه چیز درباره سبد سهام (پرتفوی سهام)

سبد سهام یا پرتفوی

برای شروع هر بیزینس و تجارتی، آموزش اصطلاحات و مبانی اولیه آن ضروری است. به عنوان مثال برای ورود به بازار بورس، یادگیری اصطلاحاتی مانند پرتفوی، سبد خرید، سبد فروش، درصد ریسک، کارگزاری، سفارش‌ها، عرضه و تقاضا از واجبات است. هر نام و اصطلاح بیانگر اطلاعاتی است که مطمئناً در طول مسیر به آن نیاز خواهید داشت.

در این مقاله به سراغ یکی از کاربردی‌ترین موضوعات به نام پرتفوی سهام یا همان سبد سهام رفته و سعی خواهیم کرد شما را با مفهوم آن آشنا کنیم. اگر دوست دارید در مورد اصطلاحات بازار بورس و داد و ستد در آن بیشتر بدانید، در این مبحث همراه ما باشید.

فهرست عنواوین مقاله:

سبد سهام یا پرتفوی چیست؟

برای ورود به بورس، نیاز به خرید و فروش سهم شرکت‌ها، کارخانه‌ها و اجناس است. این کار با انجام معاملات بخشی از سهام آن‌ها صورت گرفته که در سازمان بورس به اشتراک می‌گذارند. هر سهامدار، با ثبت‌نام در کارگزاری‌های منتخب و مورد تائید سازمان بورس کشور، اقدام به دریافت کد بورسی کرده و می‌تواند به معامله در این حوزه بپردازد. مقدار سهام پرتفوی یا همان سبد پرتفوی، مجموعه سهم‌هایی است که سهامدار اقدام به خرید آن‌ها کرده و جمع‌آوری کرده است.

درصورتی‌که بتواند با قیمت بالاتر یا بررسی حد ضرر با کمترین میزان سود بفروشد، اصول اولیه بورس را یاد گرفته است. حال که تا اینجای مقاله با ما همراه بوده‌اید، در ادامه به نحوه تشکیل سبد پرتفوی پرداخته و ریسک‌های آن را بر می­شمریم.

مقدار سهام مجاز هر پرتفوی

سبد پرتفوی هر شخص، در بر گیرنده کلیه سهم‌هایی است که شخص یا کارگزار او تشخیص به خرید داده و می‌تواند با آن‌ها معامله کند. اینکه چه مقدار سهام خریداری یا به فروش برسد حد مشخصی نداشته و یک امر کاملاً وابسته به میزان پولی است که به اشتراک گذاشته می‌شود. اگر شخص سهامدار علاقه‌مند به ریسک‌پذیری بالاتری در بازار بورس باشد می‌تواند خرید خود را افزایش داده و از تنوع سهمی بالاتری در سبد سهام خود بهره‌مند گردد.

با این وجود رعایت میزان ریسک نکته حائز اهمیتی است؛ چرا که لازم است این سبد در زمان مقتضی به فروش رسیده و سود قابل‌توجهی را عاید سهامدار کند. بدین ترتیب تعداد سهم، به حجم سرمایه‌گذاری بستگی داشته و معیار مشخص و تعیین شده‌ای ندارد. رعایت این نکته در تشکیل سبد پرتفوی مهم است که تعادل خرید سهم حفظ شود. سرمایه‌گذاری صرفاً در یک شاخه مطمئناً کار عاقلانه‌ای نیست. هر سرمایه‌گذار لازم است از چندین نوع سهم با اصالت و پشتوانه قوی استفاده کرده و وارد بازی‌های هیجانی نشود.

آنچه در بازار بورس تضمین کننده موفقیت شماست، نه ورودهای هیجانی، بلکه بررسی‌های دقیق و دست به عصا است. در کل داشتن تعداد میانگین ۶ الی ۷ سهم مناسب با پیشینه قوی سرمایه‌گذاری کافی است. پخش بی‌رویه سرمایه نیز از ارزش مبالغ سود عایدی می‌کاهد. آنچه در تعیین مقدار سهم هر سبد تأثیرگذار است، استراتژی معاملاتی سرمایه‌گذار بسته به میزان سرمایه خود است.

منظور از بازدهی هر سبد سهام چیست؟

واضح است که هر فرد از سرمایه‌گذاری در بازار بورس، به دنبال دریافت سود قابل توجهی است. آن میزان سود مورد نظر سهامدار که از سرمایه‌گذاری در بورس انجام داده و انتظار دارد در بازه زمانی مشخصی دریافت نماید را، بازدهی پرتفوی سهام می‌نامند. جهت محاسبه و بررسی میزان سود در بازه زمانی مشخص لازم است از فرمول‌های ریاضی استفاده کرده و معاملات خود را علمی‌تر بررسی کنید. سبد سهام هر شخصی نشانگر میزان دانش او از معاملات اقتصادی و علم او از شاخه‌های ریاضی و ضریب ریسک است.

فرمول ریاضی برای درک و پیش‌بینی مقدار سود دریافتی در بازه زمانی دارای آیتم‌های میزان هر سهم، درصد آن سهم از سبد پرتفوی و درنهایت بازدهی کل سبد است. برای بیان این بررسی سود می‌توان این‌گونه نیز مطلب را بیان کرد که بازدهی سبد پرتفوی هر فرد شامل میانگین سود هر سهم نسبت به‌کل سهام‌های موجود در سبد هر سرمایه‌گذار است.

ریسک در سبد پرتفوی به چه معنا است؟

اینکه سرمایه‌گذار بتواند بهترین انتخاب را از میان سهم‌های ارائه شده داشته و سبد خود را با انواع سهام‌های کم ریسک‌تر اما پر بازه‌تر پر کند، از هوشمندی اقتصادی او نشانه دارد. به همین جهت است که اقتصاددانان معتقدند برای چیدمان پرتفوی سهام به تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله میزان ریسک سهم‌ها، پشتوانه مالی سهامدارانش و شفافیت مالی شرکت‌ها بسیار توجه باید کرد. ریسک کردن، جزء جدایی‌ناپذیر بازار بورس است. تعدادی از فاکتورها هستند که در میزان ریسک برابر با سرمایه‌گذاری مؤثر هستند. این موارد عبارت‌اند از:

  • نسبت موجود بین هر سهم به‌کل دارایی‌های موجود در پرتفوی
  • انحراف معیار سنجیده شده نسبت مقدار کل دارایی‌های سبد
  • کوواریانس محاسبه شده از مقدار بازدهی اقلام متنوع دارایی‌های موجود در سبد
  • بررسی نرخ بازدهی سهام‌های مختلف موجود با یکدیگر. اگر این رابطه مستقیم باشد، کوواریانس به‌دست‌آمده دارای رشد مثبتی است، اما در صورت معکوس بودن، مقدار کوواریانس منفی خواهد شد. این بدان معنا است که در صورت کاهش بازدهی میان سهام‌های اصلی، تأثیر آن بر کلیت سبد سهام، چشمگیر است.

پیشنهاد میکنیم مقاله روش های اندازه گیری ریسک را مطالعه کنید.

تخم مرغ طلایی- دلار -سبد- در بازار بورس تمام تخم مرغ هایتان را در یک سبد نچینید

انواع ریسک در سبد سهام

در بازار بورس، برای تشکیل یک سبد مؤثر لازم به پذیرش ریسک قابل کنترل و عاقلانه بازار است. در این جا به بیان دو مورد از ریسک‌های تعریف شده پرداخته و با آن‌ها آشنا می‌شویم. ریسک غیر سیستماتیک و ریسک سیستماتیک. هر کدام از این موارد جزئیات و نکات مخصوص به خود را دارند.

ریسک غیر سیستماتیک

ریسک‌های غیر سیستماتیک، غیرقابل‌پیش‌بینی و اجتناب هستند. به هنگام تغییرات فروش در بازار سهام، تغییر و تحولات مدیریتی در سطح کلان، هزینه‌ها و سودهای به دست آمده توسط شرکت‌ها و سازمان‌های دخیل در بورس، تحولات بنیادین در راستای سهام‌های به فروش گذاشته شده و فعالیت بازار، همگی در ایجاد ریسک‌های غیرمنتظره مؤثر است. برای شناخت این میزان ریسک باید تا حدی از دانش رفتار بازار در شرایط مختلف آگاهی داشت. برای مقابله و موفقیت در چنین شرایطی تنوع در سبد پرتفوی بسیار مؤثر است. این کار باعث می‌شود تا در صورت کاهش قیمت یک سهم، سایر سهم‌ها جبران آن ضرر را کرده و سرمایه‌گذار دچار ورشکستگی نشود.

راه‌حل‌های فرار از ریسک‌های اجتناب‌ناپذیر

  • انتخاب سهم‌های متنوع از شرکت‌هایی با زیرساخت‌های کاری گوناگون. این کار در زمان ثبات کم بازار به حفظ سود سبد کمک خواهد کرد.
  • سبد سهام خود را از سهم‌های مطمئن پر کنید. برخی از سهم‌ها مربوط به شرکت‌ها و سازمان‌هایی است که امتحان خود را پس داده‌اند. آن‌ها از بازار خود اطمینان داشته و محصولات خود را طبق استراتژی‌های کاملاً علمی می‌فروشند. در واقع از نیاز میدانی خرید و فروش با خبر بوده و همین کار موجب می‌شود ارزش سهام خود را برای مدت‌های طولانی حفظ کنند. خرید چنین سهم‌هایی باعث افزایش وزن سهام پرتفوی شما شده و در مواقع بزنگاه به نجات سود دریافتی حاصل از هر سهم می‌آید.
  • رعایت درصد هر سهم خریداری شده نسبت به کل سبد. این گزینه تأثیر فوق‌العاده مؤثری بر ریسک‌های اجتناب‌ناپذیر و غیر سیستماتیک می‌گذارد. اگر سهم سبد شما به‌صورت همگن تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله تقسیم شده باشد، در چنین مواردی دچار ضررهای جبران‌ناپذیر نخواهید شد. به همین سبب است که کارشناسان توصیه می‌کنند درصد هر سهم از سبد را کاملاً تخصصی رعایت کنید.
  • هم‌وزنی در سبد بورسی یکی از عواملی است که فرد را از پذیرش ریسک‌های غیرقابل کنترل مصون می‌دارد. لازم است سهامداران برای خرید سهم‌های مورد نظر خود، به تحلیل و بررسی کلی شرکت‌ها پرداخته و ارزش ریالی هر سهم را به‌خوبی در نظر تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله بگیرند؛ اما توجه به این نکته هم حائز اهمیت است که انتخاب درست و توجه به مقدار خرید از هر سهم برای نگه داشتن توازن سبد سهام بسیار مهم بوده و بر میزان سود دریافتی اثرگذار خواهد بود. به عنوان مثال خرید ده سهم از صد سهم مناسب خیلی بهتر است از خرید چهل سهم یکسان از یک شرکت و از بین بردن شرط همگنی سبد سهم‌های خریداری شده.

سرمایه‌گذاری در صنایع مختلف، کاهش ریسک ضرر

افزون بر توجه بر تنوع تعداد سهم، رعایت وزن سهمی و همگن بودن میزان سبد تهیه شده، لازم است به موقعیت‌های اقتصادی کلان نیز توجه کنید. در بازه‌های زمانی مختلف، برخی بازار اجناس روی بورس بوده و خریداران بهتری دارند. همین امر موجب بالا رفتن سهام این کارخانه‌ها، شرکت‌ها یا سازمان‌های واردکننده آن کالای خاص است. توجه به اقبال بازار، موجب افزایش سود برای سرمایه‌گذار شده و این نکته نیز فاکتور مهمی در کاهش ضررهای غیر سیستماتیک به شمار می‌رود. از دیدی دیگر خرید سهم از صنایع و تولیدکننده‌های گوناگون به کاهش ضرر و چه‌بسا افزایش سود کمک بسیار بزرگی خواهد کرد.

ریسک سیستماتیک

نوعی دیگر از ریسک‌های موجود در بازار سهام به نام ریسک سیستماتیک شناخته می‌شود. این مدل ریسک، جزء جدایی‌ناپذیر و غیرقابل تغییر بازارهای سهام و بورسی است. در واقع این مدل ریسک را نمی‌توان با پیش‌بینی‌های تنوع سبد یا تغییر شرکت سهام دهنده مهار کرد. ریسک‌های سیستماتیک شامل کلیه سهم‌های ارائه شده در بازار بورس است. تحولات بنیادین در سطح کلان کشوری، بین‌المللی، سیاسی، جنگ، اقتصاد جهانی، محیط‌زیست و تحولات خارج از حیطه کنترل انسانی مانند سیل، زلزله، آتش‌سوزی و … را می‌توان جزئی از ریسک‌های سیستماتیک شمرد.

درصورتی‌که فرد سهام‌دار موفق به چینش یک سبد فوق‌العاده با درصد سهام‌های متنوع گردد و بتواند ارزش سبد سهام را بالا ببرد تنها می‌تواند ریسک‌های غیر سیستماتیک را کنترل نماید؛ اما برای پیشگیری از ریسک سیستماتیک، تقریباً کاری از دست سرمایه‌گذار بر نخواهد آمد و تأثیر آن بر روی سبد پرتفوی همچنان محرز است. فاکتور بسیار مهمی که در ریسک سبد هر سهام‌دار مؤثر بوده و میزانش با آن مقایسه می‌شد، ریسک کل بازار سهام است که مستقیماً بر ریسک سیستماتیک سبد در ارتباط است.

سنجش ریسک سیستماتیک یا ریسک کل بازار

ضریب βشاخص ریسک سیستماتیک است. این ضریب نشان دهنده نوسان بازدهی بازار بورس و میزان تغییرپذیری سبد پرتفوی هر سهامدار ناشی از بازار کل است. در واقع ضریب β نمایشگر تغییرات ریسک کل بازار به نسبت اوراق و سهم‌هایی است که در داخل هر سبد موجودیت دارد. با استفاده از این عدد تغییرات موجود در شاخص کل بازار قابل اندازه‌گیری بوده و می‌توان بر اساس آن بررسی‌های میدانی انجام داد:

  • ضریب β < 1:نشان دهنده ارزش کمتر سهام نسبت به ارزش کل تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله بازار است. با این مقدار شاخص بازدهی سود کاهش پیدا کرده و سیر نزولی دارد. این میزان درصد ریسک در مواقعی ایجاد می‌شود که بازار در حال رکود بوده و روند نزولی را طی می‌کند.
  • ضریب β > 1: نشان دهنده ریسک سیستماتیک بالاتر از ریسک کل بازار است. در این حالت بازدهی سهم‌های خریداری شده بالاتر بوده و نگهداری سهم عاقلانه‌تر و سودآور است. این مقدار در شرایط رونق بازار ایجاد شده و سیر صعودی به خود می‌گیرد.
  • ضریب β = ۱: اگر شاخص ریسک سیستماتیک برابر یک باشد یعنی شرایط بازار کل و سرمایه‌گذاری در سبد سهام برابر است. چنین سهم‌هایی سودآوری متناسبی با فروش و تنش‌های بازار کل داشته و معمولاً انتخاب صندوق‌های سرمایه‌گذاری است.

توصیه های سرمایه گذاری در بورس

برای سرمایه‌گذاری در بازار بورس بالأخص بازارهای پر ریسک بورسی ایران، دانش، تجربه و صبر زیادی لازم است. بهره‌مندی از مقالات، کلاس‌های آموزشی و دوره‌های کسب تجربه خرید و فروش سهام، پیش نیاز ورود به این بازار پرخطر است. ازآنجایی که کسب سود همیشه شیرین است گاهی کمتر به حواشی و ضررهای ناگهانی آن توجه می‌شود. خصوصاً افرادی که مطالعات اقتصادی عمیقی نداشته و صرفاً به پشتوانه سرمایه خود قدم بر این بازار می‌گذارند، باید نسبت به خطرات و ضررهای ناگهانی و کلان آن آگاه‌تر گردند.

پیش از ورود به بازارهای بورسی ایران و جهان، به افزایش دانش خود کمک کنید. درصورتی‌که تجربه‌ای از گذشته نداشته و اولین بار است که برای سرمایه‌گذاری اقدام می‌کنید، از بزرگان این میدان کمک بخواهید. به عنوان مثال با صندوق‌های سرمایه‌گذاری یا کارگزاری‌های دارای مجوز قرارداد بسته و از قدرت و دانش آن‌ها در این مقوله بهره ببرید. از مقادیر کم برای سرمایه‌گذاری آغاز کنید. به‌یک‌باره و تحت تأثیر جو بازار سبد پرتفوی خود را سرشار از سهم‌های ناشناخته نکرده و تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله بسیار محتاطانه قدم بردارید.

سود کمتر به‌مراتب بهتر از ضررهای کلان و سرسام‌آور است. توجه به سیاست‌های سرمایه‌گذاری بازار سهام، تأثیر مستقیمی بر کشف راه خرید سهام مؤثر خواهد گذاشت. از ورود سرمایه‌های اولیه زندگی به بازار سهام جداً خودداری کنید. این کار عواقب جبران‌ناپذیری داشته و تأثیرات به‌مراتب عمیقی بر زندگی شما خواهد گذاشت. سرمایه‌گذاری در بازار بورس و چینش یک سبد سهام خوب، نیازمند سال‌ها تجربه و کسب دانش است.

جمع‌بندی سبد سهام

در این مقاله با مفهوم پرتفوی سهام و تشکیل سبد از سهم های گوناگون آشنا شدیم. پرتفوی سهام هر شخص نمایانگر میزان دانش بورسی او خواهد بود. بررسی سهام‌های روز، اقبال بازار سهام و دانش اقتصادی می‌تواند در پیشبرد و حفظ سرمایه سرمایه‌گذاران، کمک‌کننده باشد. ترکیب سهم‌های خریداری‌شده نتیجه‌ای مستقیم بر سود سهامدار گذاشته و باید به همگن بودن و تنوع‌پذیری در آن دقت شود.

تعیین حد ضرر (Stop Loss) در معاملات

تعیین حد ضرر

یکی از سوالات تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله مهم در حوزه معامله‌گری نحوه تعیین حد ضرر یا استاپ لاس (Stop Loss) برای معاملات است. معمولا افرادی که در بدو ورودشان به بازارهای مالی توجهی به این موضوع نمی‌کنند ضرر سنگینی را تجربه می‌کنند حتی اگر در ابتدای امر موفق به کسب سود شوند! به هر حال این دسته افراد در آینده متوجه می‌شوند که بدون تعیین حد ضرر نمی‌توانند در بازارهای مالی از جمله بورس تهران و یا بازارهای بین المللی به موفقیت برسند. در این مقاله قصد داریم به طور مفصل به این موضوع مهم و حیاتی بپردازیم. با ما همراه باشید.

حد ضرر یا استاپ لاس (Stop Loss) چیست؟

حد ضرر یا استاپ لاس (Stop Loss) همان طور که از اسمش مشخص است مقدار ضرری است که ما آن را می‌پذیریم و ضرر خود را در یک معامله متوقف میکنیم. فرض کنید ما سهمی را 1000 تومان خریدیم و قیمت سهم شروع به کاهش کرد …
900 تومان …
800 تومان …
700 تومان …
و …

کجا باید به این ضرر خاتمه دهیم و معامله را ببنیدم؟ هر انسان عاقلی این موضوع را تایید میکند که نمی‌توان همین طور نگاه کرد تا این ضرر مدام بزرگ و بزرگ‌تر شود، بالاخره باید جایی جلوی ضرر بیشتر را گرفت، اما کجا؟ جایی که ما تصمیم می‌گیریم ضرر را متوقف کنیم حد ضرر نامیده می‌شود.

اما تعیین حد ضرر باید قبل ورود به معامله انجام شود. در این مقاله می‌خواهیم ببینیم حد ضرر برای یک معامله چگونه تعیین می‌شود.

تعیین حد ضرر مسئله مرگ یا زندگی است!

قبل از آنکه درباره نحوه تعیین حد ضرر صحبت کنیم باید بدانید چرا داشتن یک حد ضرر برای یک معامله‌گر از نان شب واجب‌تر است.

حد ضرر مانند پرداخت بیمه خودرو است. ما خودروی خود را بیمه میکنیم تا “اگر” اتفاقی افتاد متحمل ضرر سنگینی نشویم. به کلمه “اگر” توجه کنید. ما خودرو را بیمه میکنیم نه به این دلیل که قرار است تصادف کنیم. ما نمی‌دانیم در آینده چه اتفاقی رخ میدهد. در معامله‌گری هم دقیقا همین طور است، ما نمیدانیم سرنوشت یک معامله چگونه خواهد بود و قیمت به کدام سمت خواهد رفت، بنابراین حد ضرر قرار میدهیم تا “اگر” قیمت بر خلاف انتظار ما حرکت کرد متحمل ضرر سنگینی نشویم.

با این توضیح به مطلب مهم زیر توجه کنید.

چرا یک معامله‌گر نباید در یک معامله متحمل ضرر سنگینی شود؟

دلیل آن مسئله باتلاق ضرر است. یک معامله‌گر اگر در یک معامله متحمل ضرر 20 درصدی شود، بر روی باقی مانده پول خود باید 25 درصد سود کند تا به سرمایه اولیه برسد. اگر در یک معامله 50 درصد ضرر کند با سرمایه باقی مانده باید 100 درصد سود کند تا آن ضرر جبران شود. مثلا فرض کنید سهمی را خریده‌اید 1000 تومان و قیمت سهم به 500 تومان رسیده است و شما 50 درصد در ضرر هستید. حال سهم باید 100 درصد رشد کند تا به 1000 تومان برسد. بنابراین جبران ضرر در بازارهای مالی بسیار دشوارتر از سود کردن است!

در این خصوص در پایان مقاله بیشتر صحبت خواهیم کرد و متوجه خواهید شد چگونه باید با رعایت مدیریت ریسک و سرمایه از غرق شدن در باتلاق ضرر جلوگیری کنید.

نحوه تعیین حد ضرر در یک معامله

تعیین حدضرر روش مشخصی ندارد. تعیین حد ضرر مستقیما برمی‌گردد به استراتژی معاملاتی هر معامله‌گر. در یک استراتژی معاملاتی دلیلی برای ورود به معامله وجود دارد. هر جایی که آن دلیل نقض شود، حد ضرر آن معامله همان جا است.

بنابراین باتوجه به اینکه بیشمار استراتژی معاملاتی وجود دارد (معمولا این استراتژی ها بر اساس تحلیل تکنیکال پایه ریزی شده‌اند)، نمیتوان یک فرمول مشخصی برای تعیین حد ضرر ارائه کرد. حتی در معاملاتی که با یک استراتژی انجام میشود تعیین حد ضرر میتواند متفاوت باشد. برای روشن شدن این موضوع حتما ویدئوی کوتاه زیر را مشاهده کنید.

آموزش تعیین حد ضرر (ویدئویی)

آموزش گام به گام تحلیل بنیادی برای انتخاب سهم مناسب

برای دانلود کتاب آموزش گام به گام تحلیل بنیادی روی لینک زیر کلیک کنید.

آیا میخواهید در بورس به موفقیت برسید؟ آیا نمیدانید چگونه یک سهم را از منظر بنیادی تحلیل کنید؟ نبود منبع آموزشی مناسب در زمینه تحلیل بنیادی انگیزه ای شد تا در یک کتاب آموزشی به زبانی کاملا ساده و کاربردی، به کمک تصاویر گویا و آموزش گام به گام، روش انتخاب یک سهم را بر اساس نکات بنیادی آموزش داده ایم. قطعا این روش آموزشی را در هیچ کجا پیدا نخواهید کرد! این کتاب الکترونیکی را به تمام کسانی که می خواهند در بازار بورس به موفقیت مستمر برسند توصیه میکنیم .

در این ویدئوی به عنوان یک مثال با تعیین حد ضرر در یک معامله آشنا می‌شوید.

جایگاه حد ضرر در مدیریت ریسک و سرمایه

یک معامله‌گر برای اینکه در باتلاق ضرر گیر نکند باید با قوانین مدیریت ریسک و سرمایه آشنا باشد. فرض کنید شما به یک معامله با حد ضرر 10 درصد ورود می‌کنید و حد ضرر شما فعال می‌شود و با ضرر 10 درصدی از معامله خارج می‌شوید.

فرض کنید در معامله بعدی به یک معامله با حد ضرر 8 تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله درصدی وارد می‌شوی و از قضا دوباره حد ضرر شما فعال میشود و 8 درصد هم در این معامله ضرر میکنید.

در معامله سوم به یک معامله یا حد ضرر 11 درصد ورود میکنید و از بخت بد شما این معامله هم با ضرر 11 درصدی بسته می‌شود.

انجام سه معامله پشت سر هم که استاپ لاس شما فعال شود اصلا چیز عجیبی نیست. در موفق‌ترین استراتژی‌های معاملاتی هم گاهی ممکن است تعدادی معامله زیان ده پشت سر هم اتفاق بیافتد. شما با انجام سه معامله بالا عملا 30 درصد ضرر کرده‌اید!!

شما در این لحظه در باتلاق ضرر گیر کرده‌اید و خروج از این باتلاق اگر نگوییم غیر ممکن است بسیار دشوار خواهد بود. شما با باقی مانده‌ی پول خود باید 45 درصد سود کنید تا این ضرر جبران شود.

شاید بگویید باید حد ضرر خود را کم کنید، اما در ویدئوی بالا هم ذکر کردیم که در یک معامله شما حد ضرر را تعیین نمی‌کنید بلکه شرایط آن معامله حدضرر را تعیین میکند. حتی اگر به معاملاتی وارد شوید که مثلا حد ضرر 4 الی 5 درصدی هم دارند باز هم چیزی عوض نمی‌شود. شما با 4 معامله زیان ده 20 درصد از سرمایه خود را از دست می‌دهید.

راهکار دوری از باتلاق ضرر

رعایت حد ضرر در بورس

اما راهکار چیست؟ راه حل این موضوع بسیار ساده است. شما باید حجم سرمایه را برای هر معامله باتوجه به حدضرر آن معامله مدیریت کنید.

این موضوع به مدیریت ریسک و سرمایه در بازارهای مالی معروف است. شما باید مقداری از پول خود را در یک معامله درگیر کنید که اگر حد ضرر شما خورده شد، روی کل سرمایه شما نهایتا 2 درصد ضرر کنید. این میزان ضرر را ریسک معاملات می‌نامند. ریسک معاملات ما نباید بیشتر از 2 درصد از کل سرمایه باشد. البته خیلی بهتر است این ریسک تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله را روی 1 درصد قرار دهید ولی اگر قرار است خیلی ریسک کنید نهایت مجاز هستید 2 درصد ریسک کنید. در این حالت اگر در بدترین حالت 5 معامله زیان‌ده هم داشته باشید تنها 10 درصد از سرمایه خود را از دست می‌دهید و این ضرر میتواند در یکی دو معامله به راحتی جبران شود.

این موضوع آنقدر اهمیت دارد که اگر بخواهیم در مورد تفاوت معامله‌گران موفق و شکست خورده صحبت کنیم، قطعا همین یک مورد کافی است. برای اطلاعات تکمیلی در خصوص رعایت مدیریت ریسک و سرمایه در بازارهای مالی مثل بورس، مقاله زیر را مطالعه کنید.
چگونه در بورس به موفقیت برسیم

حد ضرر در تکنیک ریسک فری کردن معامله هم نقش اساسی دارد و پیشنهاد میکنم مقاله زیر را مطالعه کنید.
تکنیک ریسک فری کردن معامله

همچنین برای آشنایی با استراتژی معاملاتی ذکر شده در ویدئوی بالا، در واتساپ یا تلگرام با ما در تماس باشید.
09229322075

آموزش گام به گام تابلوخوانی پیشرفته در بورس

برای دانلود کتاب آموزش گام به گام تابلوخوانی پیشرفته روی لینک زیر کلیک کنید.

تابلوخوانی در کنار تحلیل بنیادی و تکنیکال، بعد سوم بورس است. همه چیز در تابلوی معاملات سهم وجود دارد، اطلاعاتی که شاید در نگاه اول کسی متوجه آنها نشود اما با یادگیری تکنیک های تابلو خوانی و بازار خوانی می توانید به اطلاعات زیادی دست پیدا کنید و بر این اساس معاملات پر سودتری داشته باشید. در کتاب آموزش تابلو خوانی پیشرفته به مطالبی خواهیم پرداخت که در هیچ کلاس یا کتابی به شما آموزش نمی دهند. تکنیک هایی که حاصل سالها تجربه در بازار سرمایه است.

دوره مدیریت سرمایه

دوره مدیریت سرمایه

ورود به تمامی بازار های سرمایه در مرحله اول نیاز مند دانشی کافی از بازار مورد نظر می باشد.

اما آیا آگاهی از همه زوایای بازاری که در آن سرمایه گذاری کرده اید کافیست ؟

همه شما با روزهای غیر منتظره در بازار مواجه شدید

توییت افراد معروفی که موجب افزایش یا کاهش ناگهانی قیمت یک رمزارز می شود.

عرضه های اولیه ای که با ورود به بازار موجب یک پارچه قرمز شدن بورس می شود.

ادامه یا عدم ادامه برجام

و هزاران دلیل دیگر…….

اگر شما هم جزو سرمایه گذاران بازار های مالی هستید ریسک های سیستماتیک و غیر سیستماتیک دائما درحال تهدید سرمایه شماست.

تفاوتی ندارد که ، چه میزان دانش دارید

یا چه مدت در هر بازاری فعالیت داشته اید

تنها یک سلاح که میتواند شما را در مقابل هر تحدیدی در بازار سرمایه حفظ کند

کسب دانش مدیریت سرمایه

مفهوم مدیریت سرمایه که گاهی مدیریت ریسک نیز نامیده می‌شود، دانش و مهارت سرمایه‌گذاری با کمترین ریسک و با هدف کسب بیشترین بازده است. هدف اصلی آن، حفظ دارایی و کنترل ریسک و است. در واقع سرمایه گذار برای کسب بازده مورد انتظار خود، می‌بایست ریسک مشخصی را متحمل شود؛ اما برای جلوگیری از ضررهای سنگین، باید مقادیر بازده و ریسک پیش از ورود به موقعیت معاملاتی مشخص شود به گونه‌ای که در مقابل انتظار کسب سود معقول، ضرر احتمالی نیز کم باشد.

قوانین مدیریت ریسک در معاملات تاثیر به سزایی در راستای کاهش ضرر و زیان دارد. یک استراتژی معاملاتی در کنار مدیریت سرمایه، علاوه بر پیش‌گیری از ضررهای غیر منتظره، به تدریج موجب رشد سرمایه خواهد شد.

سطوح Stop-Los و Take-Profit چیست و چگونه آنها را محاسبه کنیم؟

stop-los

سطوح توقف ضرر و سود دو مفهوم اساسی هستند که بسیاری از معامله گران برای تعیین استراتژی های خروج از تجارت خود بسته به میزان ریسکی که مایل به انجام آن هستند، به آنها تکیه می کنند. این آستانه ها هم در بازارهای سنتی و هم در بازارهای رمزنگاری مورد استفاده قرار می گیرند و به ویژه در میان معامله گرانی که رویکرد ترجیحی آن ها تحلیل تکنیکال است، محبوب هستند.

مقدمه

زمان بندی بازار یک استراتژی است که در آن سرمایه گذاران و معامله گران سعی می کنند قیمت های آینده بازار را پیش بینی کنند و سطح قیمتی بهینه ای را برای خرید یا فروش دارایی ها بیابند. تحت این رویکرد، تشخیص زمان خروج از بازار حیاتی است. در اینجاست که سطوح استاپ ضرر و سود برداشت وارد عمل می شوند.

سطوح توقف ضرر و سود، اهداف قیمتی هستند که معامله گران از قبل برای خود تعیین می کنند. این سطوح از پیش تعیین شده که اغلب به عنوان بخشی از استراتژی خروج یک معامله گر منضبط استفاده می شود، برای به حداقل رساندن معاملات هیجانی طراحی شده اند و برای مدیریت ریسک ضروری هستند.

سطوح توقف ضرر و سود

سطح توقف ضرر (SL) قیمت از پیش تعیین شده یک دارایی است که زیر قیمت فعلی تنظیم می شود، که در آن موقعیت به منظور محدود کردن ضرر سرمایه گذار در این موقعیت بسته می شود. برعکس، سطح سود برداشت (TP) قیمت از پیش تعیین شده ای است که معامله گران در آن موقعیت سودآور را می بندند.

معامله‌گران می‌توانند به‌جای استفاده از سفارش‌های بازار در زمان واقعی، این سطوح را به گونه‌ای تنظیم کنند که بدون نیاز به نظارت 24 ساعته بر بازارها، فروش خودکار را آغاز کنند. برای مثال، Binance Futures دارای یک تابع Stop Order است که دستورات توقف ضرر و برداشت سود را ترکیب می کند. سیستم تصمیم می گیرد که آیا یک سفارش بر اساس سطوح قیمت ماشه و آخرین قیمت یا قیمت علامت گذاری زمانی که سفارش انجام می شود، توقف ضرر است یا برنده است.

چرا باید از سطوح توقف ضرر و سود برداشت استفاده کرد؟

مدیریت ریسک را انجام دهید

سطوح SL و TP منعکس کننده پویایی فعلی بازار هستند و کسانی که می دانند چگونه مقادیر بهینه خود را به درستی شناسایی کنند، اساسا فرصت های معاملاتی مطلوب و سطوح قابل قبول ریسک را شناسایی می کنند. ارزیابی ریسک با استفاده از سطوح SL و TP می تواند نقش مهمی در حفظ و رشد پورتفولیوی شما داشته باشد. نه تنها به طور سیستماتیک از دارایی های خود با اولویت دادن به معاملات کم ریسک محافظت می کنید، بلکه از نابودی کامل پرتفوی خود نیز جلوگیری می کنید. بنابراین، بسیاری از معامله‌گران از سطوح SL و TP در استراتژی‌های مدیریت ریسک خود استفاده می‌کنند.

جلوگیری از معاملات هیجانی

وضعیت عاطفی فرد در هر لحظه می تواند به شدت بر تصمیم گیری تأثیر بگذارد، و به همین دلیل است که برخی از معامله گران برای اجتناب از معامله تحت استرس، ترس، طمع یا سایر احساسات قدرتمند، به استراتژی از پیش تعیین شده تکیه می کنند. یادگیری تشخیص زمان بستن یک پوزیشن می تواند به شما کمک کند تا از معاملات آنی خودداری کنید و به شما این امکان را می دهد که معاملات خود را به صورت استراتژیک مدیریت کنید نه عجیب.

نسبت ریسک به پاداش را محاسبه کنید

سطوح توقف ضرر و سود برای محاسبه نسبت ریسک به پاداش معامله استفاده می شود.

ریسک به پاداش ، اندازه گیری ریسک در ازای پاداش های بالقوه است. به طور کلی، بهتر است معاملاتی را وارد کنید که نسبت ریسک به پاداش کمتری دارند، زیرا به این معنی است که سود بالقوه شما بر ریسک های بالقوه بیشتر است.

با این فرمول می توانید نسبت ریسک به پاداش را محاسبه کنید:

نسبت ریسک به پاداش = (قیمت ورودی – قیمت توقف ضرر) / (قیمت سود – قیمت ورودی)

نحوه محاسبه سطوح توقف ضرر و سود برداشت

روش‌های مختلفی وجود دارد که معامله‌گران می‌توانند برای تعیین سطوح بهینه توقف ضرر و سود برداشت از آنها استفاده کنند. این رویکردها ممکن است به طور مستقل یا در ترکیب با روش‌های دیگر مورد استفاده قرار گیرند، اما هدف نهایی همچنان یکسان است: استفاده از داده‌های موجود برای تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر در مورد زمان بستن یک موقعیت.

سطوح حمایت و مقاومت

حمایت و مقاومت مفاهیم اصلی آشنا برای هر معامله گر فنی در بازارهای سنتی و ارزهای دیجیتال هستند.

سطوح حمایت و مقاومت مناطقی در نمودار قیمت هستند که احتمال افزایش فعالیت معاملاتی، چه خرید و چه فروش، بیشتر است. در سطوح پشتیبانی، انتظار می‌رود روند نزولی به دلیل افزایش سطح فعالیت خرید متوقف شود. در سطوح مقاومت، انتظار می‌رود روندهای صعودی به دلیل افزایش سطح فعالیت فروش متوقف شود.

معامله‌گرانی که از این روش استفاده می‌کنند معمولاً سطح سود برداشتی خود را بالاتر از سطح حمایت و سطح توقف ضرر را درست زیر سطح مقاومتی که شناسایی کرده‌اند تعیین می‌کنند.

میانگین های متحرک

این نشانگر فنی نویز بازار را تعیین درصد ریسک مجاز برای هر معامله فیلتر می کند و داده های مربوط به قیمت را برای ارائه جهت یک روند صاف می کند.

میانگین متحرک (MA) را می توان در یک دوره کوتاه تر یا طولانی تر، بسته به ترجیحات معامله گران، محاسبه کرد. معامله‌گران میانگین‌های متحرک را از نزدیک زیر نظر دارند و به دنبال فرصت‌هایی برای فروش یا خرید هستند که در سیگنال‌های متقاطع ارائه می‌شوند، جایی که دو MA مختلف روی یک نمودار تلاقی می‌کنند. می توانید در مورد میانگین متحرک به طور مفصل مطالعه کنید.

به طور معمول، معامله‌گرانی که از MA استفاده می‌کنند، سطوح توقف ضرر را زیر میانگین متحرک بلندمدت شناسایی می‌کنند

روش درصدی

به جای یک سطح از پیش تعیین شده که با استفاده از شاخص های فنی محاسبه می شود، برخی از معامله گران از یک درصد ثابت برای تعیین سطوح SL و TP استفاده می کنند. به عنوان مثال، ممکن است زمانی که قیمت دارایی 5% بالاتر یا کمتر از قیمتی که وارد کرده‌اند، موقعیت خود را ببندند. این یک رویکرد ساده است که برای معامله گرانی که آشنایی چندانی با اندیکاتورهای فنی ندارند، به خوبی جواب می دهد.

سایر شاخص ها

ما به چند ابزار متداول TA که برای ایجاد سطوح SL و TP استفاده می‌شوند، اشاره کرده‌ایم، اما معامله‌گران از بسیاری از شاخص‌های دیگر استفاده می‌کنند. این شامل شاخص قدرت نسبی ( RSI ) است که یک شاخص حرکتی است که نشان می‌دهد یک دارایی بیش از حد خرید شده یا بیش از حد فروخته شده است، باندهای بولینگر (BB) که نوسانات بازار را اندازه‌گیری می‌کند، و واگرایی میانگین متحرک همگرایی (MACD) که از میانگین‌های متحرک نمایی استفاده می‌کند.

پایان

بسیاری از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران از یک یا ترکیبی از روش‌های بالا برای محاسبه سطوح توقف ضرر و سود برداشت استفاده می‌کنند. این سطوح به‌عنوان انگیزه‌های فنی برای خروج از معامله برای آن‌ها عمل می‌کند، چه برای رها کردن موقعیت از دست دادن یا تحقق سودهای بالقوه. توجه داشته باشید که این سطوح برای هر معامله گر منحصر به فرد است و عملکرد موفقیت آمیز را تضمین نمی کند. در عوض، آنها تصمیم گیری را هدایت می کنند و آن را سیستماتیک تر و قوی تر می کنند. بنابراین، ارزیابی ریسک با شناسایی سطوح توقف ضرر و سود یا استفاده از سایر استراتژی‌های مدیریت ریسک یک عادت تجاری خوب است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.