ارزش ذاتی سهام چگونه محاسبه می شود؟


سایت تخصصی حسابداران خبره ایران

سهام عادی یکی از انواع دارایی های مالی است که تعیین ارزش آن از بقیه مشکل تر است ؛ زیرا سهامداران حقوق خود را پس از دارندگان اوراق قرضه وسهام ممتاز دریافت می کنند. سهامداران عادی آخرین مدعیان شرکت هستند . برای محاسبه ارزش ذاتی سهام عادی ، روش های مختلفی پیشنهاد شده است . زمانی که هدف از محاسبه ارزش ذاتی سهام عادی تصمیم گیری درمورد خرید این نوع سهام باشد ، معادله ای که برای محاسبه ارزش ذاتی مورد استفاده قرار می گیرد شامل عوامل زیر خواهد بود :

1) میزان سود تقسیمی هر سهم 2) زمان دریافت سود تقسیمی 3) نحوه تغییر قیمت سهام در بازار

ویژگی های سهام عادی

  1. سهام عادی دارای تاریخ سررسید نیست .
  2. سهام عادی معمولا دارای ارزش اسمی است ، ولی دربعضی کشورها سهام عادی بدون ارزش اسمی نیز رایج است .
  3. پرداخت سود سهام هیچ گاه تضمین نمی شود ، الزام قانونی نمی آورد و میزان آن ثابت نیست ( بر عکس سهام ممتاز) . بنابراین ، سود تقسیمی هر سهم عادی ممکن است افزایش یا کاهش یابد .

ارزش ذاتی سهام عادی

ارزش ذاتی سهام عادی به طرق زیر تعیین می گردد :

مجموع ارزش فعلی جریانات نقدی آینده که بر مبنای نرخ بازده مورد توقع صاحب سهم محاسبه شود . تعیین ارزش سهام مبتنی بر مفروضات زیر است :

1) سود سهام سالانه پرداخت میشود 2) اولین سود یکسال پس از خرید سهام پرداخت می شود و 3) فروش سهام در پایان سال صورت می گیرد .

در محاسبه ارزش ذاتی سهام عادی ، مساله عدم اطمینان به زمان و میزان جریانات نقدی آینده ( از نظر سود پرداختی و قیمت فروش سهام ) بزرگترین مشکل یا مساله لاینحل صاحبان این نوع سهام است . دومین مساله به نرخ بازده مورد توقع سرمایه گذار مربوط می شود. نرخ تنزیلی که بر مبنای آن جریانات نقدی آینده را محاسبه میکنند در گرواین قضیه است که آیا صاحب سهام مجموعه متنوعی از سهام مختلف دارد یا خیر . اگر وی دارای مجموعه متنوعی باشد ، نرخ تنزیل به صورت تابعی از ریسک سیستماتیک سهام عادی در می آید . اگر سهام عادی تنها سرمایه گذاری وی باشد ، نرخ تنزیل منعکس کننده کل ریسک ( ونه فقط ریسک سیستماتیک ) سهم عادی است .

بهترین الگو برای تعیین ارزش سهام عادی یک شرکت بخصوص ، الگویی است که به بهترین نحو نمایانگر ریسک وبازده مورد توقع سهامداران آن باشد و مفروضات آن رابطه نزدیکی با جریانات نقدی آینده داشته باشند .

ساده ترین روش برای تعیین ارزش سهام عادی این است که فرض کنیم میزان سود تقسیمی در طول زمان ثابت می ماند وکسی که این سهام را خریداری می کند برای همیشه آ ن را نگهداری خواهد کرد . بنابراین سود تقسیمی سالانه به صورت اقساط بلند مدتی در میآید که می توان آنرا اقساط مساوی مادام العمر تلقی کرد . ارزش ذاتی این نوع سود سهام به این طریق محاسبه می شود : سود تقسیمی یک سال را بر نرخ بازده موردتوقع صاحب سهم تقسیم می کنند.

D= سودتقسیمی هر سهم عادی در یکسال

Ʀ= نرخ بازده مورد توقع صاحب سهم v=D/Ʀ

v= ارزش ذاتی یک سهم عادی

سود تقسیمی هر سهم شرکتی سالانه ، 000ر6 ریال است . اگر نرخ بازده مورد توقع سهامداران 12 درصد باشد ، ارزش ذاتی هر سهم را محاسبه کنید .

درالگوی ساده فرض براین است که سود تقسیمی هر سهم ثابت ودائمی است ونرخ بازده مورد توقع سهامدار در سالهای آتی بانرخ بازده آنها در زمان خرید ( زمان صفر ) برابر است . اگرمیزان سود تقسیمی هر سهم درآینده افزایش یابد . برای محاسبه ارزش ذاتی سهام عادی باید از الگوی دیگری استفاده کرد .

با درنظر گرفتن این مفروضات قیمت فروش آینده سهام با قیمت جاری برابر می شود .

شخصی یک سهم عادی شرکتی را به مبلف 000ر15 ریال می خرد . این شرکت بابت این سهم سالانه 250ر2 ریال سود پرداخت میکند . با فرض اینکه میزان سود تقسیمی هر سهم ثابت است ، نرخ بازده داخلی آن را حساب کنید .

(v=D/k = 2250/15000=0.15 (15%

بدیهی است صاحب این سهم باید آن را درآینده به مبلغ 000ر15 ریال بفروشد تا نرخ بازده داخلی آن به 15% درسال برسد .

با محاسبه ارزش فعلی خالص میتوان صحت نرخ به دست آمده را تایید کرد . اگر ارزش فعلی خالص صفر باشد ، نرخ بازده داخلی 15 درصد خواهد شد . برای مثال فرض کنید که صاحب این سهم آن را برای مدت ده سال نگه دارد وسپس بفروشد . صاحب این سهم ده سال سود سهام دریافت میکند . جریانات نقدی ، نرخ تنزیل و ارزش فعلی خالص به شرح زیر است :

نسبت P/NAV و نحوه استفاده از آن در بورس

نسبت P/NAV و نحوه استفاده از آن در بورس

نسبت P/NAV ‌ یکی از نسبت‌های مهمی است که در تحلیل بنیادین یا فاندامنتالِ سهام در بازار بورس استفاده می‌شود. در تحلیل بنیادین سعی تحلیلگران بر این است که با توجه به ارزش واقعی یک سهم و ارزندگی آن، برای خرید آن اقدام کنند.

سهامداران می‌توانند با استفاده از نسبت P/NAV ‌ برای خرید سهام در بورس تصمیم بگیرند اما مفهوم نسبت P/NAV چیست و چگونه می‌توان از آن برای خرید و فروش سهام در بورس استفاده کرد؟

برای یافتن پاسخی برای این پرسش‌ها و به دلیل اهمیت این نسبت در تحلیل بنیادین، تصمیم گرفته‌ایم نحوه کار با نسبت P/NAV در بورس را توضیح دهیم اما پیش از آن لازم است نسبت NAV ‌ و نحوه محاسبه آن را شرح دهیم.

نسبت NAV چیست؟

قبل از این که به تعریف نسبت P/NAV بپردازیم باید با مفهوم NAV آشنا باشیم. NAV ‌ یا ارزش خالص دارایی برگرفته از عبارت Net Asset Value است و برای تعیین ارزش واقعی یا ذاتی سهام شرکت‌ها در بورس استفاده می‌شود.

پس برای به دست آوردن نسبت P/NAV در بورس باید عدد مربوط به NAV ‌ سهام را بدانیم اما نحوه محاسبه NAV ‌ چگونه است؟

NAV ‌ هر سهم را چطور حساب کنیم؟

برای محاسبه NAV می‌توانید کل بدهی‌های شرکت را از دارایی‌های آن کم کنید. فرمول ارزش خالص دارایی به قرار زیر است:

NAV = ارزش روز بدهی ها – ارزش روز دارایی ها

برای به دست آوردن اطلاعات و آمار و ارقام مربوط به بدهی‌ها و دارایی‌ها می‌توانید به سایت کدال مراجعه کنید. عددی که از این طریق به دست می‌آورید ارزش سهام کل شرکت را نشان می‌دهد. اما شما برای محاسبات خود باید ارزش ذاتی به ازای هر سهم از شرکت را به دست بیاورید.

روش به دست آوردن ارزش هر سهم در شرکت های بورسی

برای به دست آوردن ارزش هر سهم، کافی است عددی را که برای NAV ‌ شرکت به دست آورده‌اید بر تعداد سهام منتشره آن تقسیم کنید. به عددی که با استفاده از این فرمول به دست می‌آید، ارزش خالص دارایی به ازای هر سهم ( NAVPS ) گفته می‌شود.

NAVPS = تعداد سهام شرکت / (ارزش روز بدهی‌ها -ارزش روزدارایی‌ها)

حالا با استفاده از این اعداد به ارزش واقعی هر سهم در شرکت مورد نظرتان پی می‌برید. محاسبه NAV به روش‌های مختلفی صورت می‌گیرد و شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با مفهوم ارزش خالص دارایی به این مقاله رجوع کنید.

نسبت P/NAV و فرمول محاسبه آن

نسبت P/NAV و فرمول محاسبه آن

حال که با مفهوم NAV ‌ آشنا شدید، درک نسبت P/NAV بسیار راحت می‌شود. نسبت P/NAV از تقسیم کردن قیمت روز یا قیمت بازار ( Price ) بر ارزش خالص دارایی ( NAV ) به دست می‌آید. در اصل برای این کار باید کل ارزش بازار یک سهم را به ارزش خالص دارایی آن تقسیم ارزش ذاتی سهام چگونه محاسبه می شود؟ کنید. ولی با داشتن عدد مربوط به NAVPS می‌توانید قیمت بازار یک سهم را تقسیم بر NAVPS ‌ کنید و در نهایت آن را در 100 ضرب کنید.

سهامداران می‌توانند با استفاده از نسبت P/NAV در بورس، قیمت پایانی سهم را با ارزش ذاتی آن مقایسه کرده و برای خرید سهم اقدام کنند.

در کدام یک از شرکت های بورسی می توان از نسبت P/NAV استفاده کرد؟

همان طور که می‌دانید، محاسبه NAV برای همه شرکت‌های بورسی امکان پذیر نیست. در واقع نسبت P/NAV نیز همچون NAV یا ارزش خالص دارایی برای شرکت‌های سرمایه گذاری در بورس و صندوق‌های سرمایه گذاری استفاده می‌شود اما برای محاسبه ارزش ذاتی سهام شرکت‌های تولیدی در بورس از نسبت P/E استفاده می‌شود.

کاربرد نسبت P/NAV در بورس

نسبت P/NAV برای بیان نسبت میان ارزش بازار و ارزش ذاتی سهم استفاده می‌شود اما فرق میان ارزش بازار و ارزش ذاتی در چیست؟

ارزش بازار یا ارزش روز، به قیمت پایانی سهام گفته می‌شود که در فرآیند عرضه و تقاضا در معاملات آنلاین بورس تعیین می‌شود. برای یافتن این قیمت می‌توانید از تابلوی معاملات سهم مورد نظرتان در سایت TSETMC ‌ استفاده کنید. با استفاده از این عدد صورت کسر در نسبت P/NAV را به دست می‌آورید. در نهایت برای مخرج کسر باید خالص ارزش دارایی به ازای هر سهم را به دست آورده و در عدد ۱۰۰ ضرب کنید چون این نسبت همواره به شکل درصدی نشان داده می‌شود.

نحوه استفاده از P/NAV در بورس با ذکر یک مثال

همان طور که گفتیم برای به دست آوردن نسبت P/NAV یا قیمت به ارزش ذاتی باید از اطلاعات سایت کدال و سایت TSETMC ‌ استفاده کنید.

در این مثال قصد داریم نسبت P/NAV را در نماد «ونیکی» (سرمایه گذاری ملی ایران) به دست بیاوریم. برای این کار از صورت‌های مالی میان دوره‌ای ۳ ماهه استفاده کرده‌ایم. البته همان طور که می‌دانید برای محاسبه NAV ‌ باید از ارزش افزوده سرمایه گذاری‌ها و سایر موارد هم استفاده کرد ولی ما در این جا برای ساده سازی مسئله به جمع دارایی‌ها و بدهی‌ها در این صورت مالی ۳ ماهه اکتفا می‌کنیم. (به دلیل عدم استفاده از سایر عوامل تاثیر گذار بر NAV در این مثال، ارزش به دست آمده دقیقا مطابق با ارزش خالص دارایی نماد ونیکی نیست و نباید مبنای معاملات شما قرار بگیرد.)

نحوه استفاده از P/NAV در بورس با ذکر یک مثال

همان طور که در شکل بالا مشاهده می‌کنید، ارزش کل دارایی‌ها برابر با ۹۳,۵۶۸,۰۸۷ میلیون ریال و جمع بدهی‌ها برابر با ۲۳,۲۷۱,۲۹۰ میلیون ریال است. بنابراین NAV ‌ برابر است با ۷۰,۲۹۶,۷۹۷

صورت های مالی میان دوره ای ۳ ماهه ونیکی

تعداد سهام منتشره را هم با استفاده از اطلاعات سایت TSETMC ‌ می توانیم به دست بیاوریم.

عدد به دست آمده از این فرمول معادل ارزش ذاتی هر سهم است و همان طور که در شکل زیر می‌بینید قیمت روز سهم در زمان محاسبه ۱۰۱۸۰ ریال بوده است. با این حساب قیمت بازار از ارزش ذاتی بیشتر است و می‌توان این طور نتیجه گرفت که سهم برای خرید مناسب نیست.

حال اگر مطابق نسبت P/NAV قیمت را بر ارزش ذاتی هر سهم تقسیم کرده و در ۱۰۰ ضرب کنیم به ۲۵۳٪ می‌رسیم.

رابطه میان ارزش ذاتی و قیمت بازار در نسبت P/NAV

رابطه میان ارزش ذاتی و قیمت بازار در نسبت P/NAV

به طور کلی می‌توان درصدهای به دست آمده از نسبت P/NAV را در سه دسته طبقه بندی کرد:

۱-در صورتی که عدد به دست آمده از نسبت P/NAV برابر با ۱۰۰٪ باشد، قیمت بازار با ارزش ذاتی یکی است. در این حالت معمولا توصیه به خرید سهام نمی‌شود.

۲-در صورتی که عدد به دست آمده از نسبت P/NAV بیشتر از ۱۰۰٪ باشد، قیمت بازار بیشتر از ارزش ذاتی است. در این حالت اصلا توصیه به خرید سهام نمی‌شود چون سهم در حال حاضر با قیمتی بیشتر از ارزشش، در حال معامله شدن است.

۳-در صورتی که عدد به دست آمده از نسبت P/NAV کمتر از ۱۰۰٪ باشد، قیمت بازار کمتر از ارزش ذاتی است. در این حالت معمولا توصیه به خرید سهام می‌شود چون سهم زیر ارزشش در حال معامله شدن است.

پس هر چه نسبت P/NAV در سهمی بیشتر باشد، برای خرید ریسک بسیار بالایی دارد در عوض هر چه نسبت P/NAV کمتر (زیر ۱۰۰٪) باشد، سهم ارزش بیشتری برای خرید دارد.

برای مثال فرض کنید سهام شرکت X ‌ در بازار با قیمت ۲۰۰۰ تومان معامله می‌شود اما با محاسبه ارزش خالص دارایی به ارزش ذاتی سهام چگونه محاسبه می شود؟ ازای هر سهم در آن نماد به عدد ۴۰۰۰ تومان که نشاندهنده ارزش ذاتی آن است، دست پیدا می‌کنیم. در این حالت نسبت P/NAV این سهم برابر با ۵۰٪ است. این یعنی سهم با نصف ارزش ذاتی‌اش در حال معامله شدن است بنابراین نماد مذکور ارزش خرید دارد.

برای خرید سهام نسبت P/NAV باید چند درصد باشد؟

به نظر شما چه درصدی از نسبت P/NAV از جذابیت بیشتری برای خرید برخوردار است؟ همان طور که پیشتر هم گفتیم سهام‌هایی که نسبت P/NAV آن‌ها زیر ۱۰۰٪ است ارزش خرید دارد. به طور کلی خیلی از کارشناسان عقیده دارند که ۷۰٪ برای نسبت P/NAV عدد معقولی است. باید به ارزش ذاتی سهام چگونه محاسبه می شود؟ این نکته توجه داشته باشید که این نسبت با توجه به افزایش یا کاهش قیمتِ بازار، تغییر می‌کند.

خیلی از تحلیلگران توصیه می‌کنند سهم‌هایی در بازار بورس بخرید که نسبت P/NAV در آن‌ها زیر ۵۰٪ باشد. این بدان معنی است که این سهم‌ها با قیمتی به اندازه کمتر از نصف ارزش ذاتی شان در حال معامله شدن هستند.

در نهایت می‌توان این طور نتیجه گرفت که بهترین نسبت P/NAV برای خرید سهام، زیر ۵۰ درصد است.

سوالات متداول

۱- نسبت P/NAV چیست؟

به نسبت میان قیمت بازار (قیمت پایانی) هر سهم و ارزش ذاتی یا واقعی آن (ارزش خالص دارایی)، P/NAV گفته می‌شود که معمولا به صورت درصد نشان داده می‌شود.

۲- کاربرد نسبت P/NAV در بورس چیست؟

این نسبت برای مقایسه میان ارزش ذاتی و بازار یک سهم صورت می‌گیرد. سهامداران در صورت پایین بودن قیمت بازار نسبت به ارزش ذاتی اقدام به خرید سهم می‌کنند.

ارزش ذاتی یا بازاری؟ برای خرید سهام کدام را در نظر بگیریم؟

ممکن است بارها شنیده باشید که عده‌ای راجع‌به قیمت سهم‌ها اظهار نظر می‌کنند. برای مثال می‌گویند فلان سهم گران است و با این قیمت، خرید آن اشتباه است. یا بعضی اوقات می‌گویند فلان سهم در این قیمت مفت است و تا می‌توانید از آن بخرید. دلیل نظرهایی این‌چنین چیست؟ این افراد بر چه اساسی در رابطه با سهم‌ها اظهار نظر می‌کنند؟ یکی از مهم‌ترین مباحث در تحلیل بنیادی، مبحث ارزش ذاتی است که در این مقاله قصد معرفی آن را داریم.

بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که ارزش بازاری یک سهام معمولا نشانگر ارزش واقعی شرکت نیست. بیشتر تحلیل‌گران در بازار به‌دنبال یافتن سهامی هستند که زیر ارزش واقعی یا ذاتی خود قیمت‌گذاری شده باشد، تا بعدها با رسیدن قیمت سهم به ارزش واقعی خود و یا بالاتر از آن بتوانند به سودی خوب، دسترسی پیدا کنند. افرادی که به‌دنبال یافتن ارزش ذاتی یا واقعی یک سهم هستند معمولا دیدگاهی بلند‌مدت برای سرمایه‌گذاری دارند.

ممکن است خیلی از افراد با مفاهیم این ارزش‌ها آشنا نباشند و یا آن‌ها را با هم اشتباه بگیرند. قبل از این‌که سراغ بحث اصلی برویم، انواع ارزش‌ها و اطلاعاتی که به ما می‌دهند را بررسی می‌کنیم.

انواع ارزش یک دارایی

ارزش اسمی

ارزش اسمی، ارزشی است که روی دارایی نوشته شده است.

ارزش ذاتی (Intrinsic Value)

ارزش ذاتی همان ارزش واقعی یک دارایی است. در واقع ارزش ذاتی، ارزش فعلی جریانات نقدی حاصله از دارایی‌ها مثل سود‌ تقسیمی و. است.

ارزش بازاری (market Value)

ارزش بازاری، ارزشی است که بر اساس مکانیسم عرضه و تقاضای بازار بوجود می‌آید و این ارزش می‌تواند با ارزش واقعی یا ذاتی متفاوت باشد.

ارزش دفتری (Book value)

ارزش دفتری، ارزشی است که با محاسبه از دفاتر حسابداری به‌دست‌می‌آید و با ارزش واقعی متفاوت است.

ارزش جایگزینی (Replacement value)

ارزش جایگزینی، ارزشی است که برای تصاحب یک دارایی مشابه باید پرداخت.

در ادامه می‌خواهیم در رابطه با ارزش ذاتی و نحوه‌ی محاسبه آن صحبت کنیم.

ارزش ذاتی چیست؟

هر دارایی به خودی خود، بدون هیچ تاثیری از عوامل خارجی، دارای ارزش است. سهام نیز از این قاعده مستثنی نیست. ارزش بازاری سهام تحت تأثیر بسیاری از عوامل خارجی نظیر وضعیت اقتصاد کشور و جهان، نرخ بیکاری و آخرین اخبار از تولید ناخالص داخلی (GDP) قرار می‌گیرد. علاوه‌بر این عوامل، فعالیت‌های سیاسی نیز تاثیر خود را بر قیمت‌ها می‌گذارند. حتی بعضی اوقات شاهد این هستیم که یک توئیت از طرف برخی افراد که در راس قدرت هستند بر قیمت‌ها تاثیر می‌گذارد و آن‌ها را جا‌به‌جا می‌کند، تمامی این‌ عوامل بر ارزش بازاری سهام تاثیر می‌گذارند.

ارزش ذاتی یک سهام برای جبران تاثیر عوامل خارجی به‌دنبال نشان دادن ارزش‌ها و شایستگی‌های درونی خود شرکت است. عوامل داخلی مانند محصولات یک شرکت، مدیریت آن و قدرت برند شرکت در بازار، از عواملی هستند که ارزش ذاتی شرکت را نشان می‌دهند. برای دسترسی به اطلاعات مورد نیاز برای محاسبه ارزش ذاتی می‌توان به سایت codal.ir مراجعه کرد. در این سایت می‌توانید گزارش‌ها و صورت‌های مالی شرکت‌ها را ببینید. صورت‌های مالی یک شرکت می‌تواند به شما کمک کند تا از پتانسیل رشد شرکت با‌خبر شوید و برای خرید سهام آن تصمیم درست بگیرید.

برای محاسبه ارزش ذاتی سهام یک شرکت روش‌های متفاوتی وجود دارد. در ادامه به توضیح برخی از روش‌های پرکاربرد می‌پردازیم.

نرخ تنزیل چیست؟

قبل از توضیح این مدل، ابتدا با مفهوم نرخ تنزیل آشنا می‌شویم. به نرخ بازده مورد استفاده در تجزیه و تحلیل جریان‌های نقدی که به منظور تعیین ارزش فعلی جریان‌های نقدی آینده به‌کار می‌رود نرخ تنزیل می‌گویند.

می‌توانیم از نرخ بازده مورد انتظار بجای نرخ تنزیل استفاده کنیم. نرخ بازده مورد انتظار را می‌توان برابر با نرخ بهره‌ای که به سپرده‌های بانکی تعلق می‌گیرد، در نظر گرفت. این نرخ می‌تواند برای هرکسی متفاوت باشد. نرخ تنزیل در شرایط عادی معمولا کمی بیشتر از نرخ بازده مورد انتظار در نظر گرفته می‌شود. در شرایط به شدت تورمی می‌توانیم بجای نرخ تنزیل از نرخ تورم هم استفاده کنیم.

مدل تنزیل سود نقدی برای چند دوره (DDM)

یکی از روش‌های محاسبه ارزش ذاتی سهام، استفاده از روش تنزیل سود نقدی (Dividend Discount Model) است که به اختصار به آن DDM می‌گویند. این روش بر اساس فرضیه مقابل شکل گرفته است. این فرضیه چنین بیان می‌کند که ارزش واقعی یا ذاتی هر سهم، برابر است با ارزش فعلی کلیه جریان‌های نقدی آینده (سود تقسیمی) که توسط آن سهم یا اوراق ایجاد می‌شود.

به‌طور کلی مدل DDM یکی از روش‌های آسان کمی است که توسط آن با حداقل اطلاعات می‌توانیم از ارزش واقعی یک سهم مطلع شویم. اما با توجه به این‌که مدل‌های مختلفی توسط تحلیل‌گران برای محاسبه سود تقسیمی، میزان رشد آن در هر دوره و پیش‌بینی هزینه سرمایه به‌کار می‌رود، محاسبه دقیق این متغیرها، تقریبا غیر‌ممکن است و به ما یک عدد تقریبی می‌گویند.

فرمول ارزش ذاتی سهام عادی

فرمول تنزیل سود تقسیمی برای چند دوره

مثال) فرض کنید، قصد خرید سهمی برای مدت 2 سال دارید. این شرکت در سال اول به اندازه 50 تومان، به ازای هر سهم، سود تقسیمی به شما می‌دهد. سود تقسیمی این شرکت با نرخ 10 درصد رشد می‌کند. قیمت سهم نیز در زمان خرید 200 تومان است. طی این 2 سال چه چیزی از آن سهم نصیب شما خواهد شد؟ (فرض کنید قیمت سهم در زمان فروش به 800 تومان برسد و نرخ بازده مورد انتظار 28 درصد است.)

برای محاسبه ارزش سهم در زمان حال، لازم است ابتدا با وجوه نقدی که کسب خواهید کرد آشنا شویم.

  • اکثر شرکت‌ها سالانه درصدی از سودی که طی سال کسب کردند را میان سهامدارانشان تقسیم می‌کنند که به آن سود تقسیمی (DPS) می‌گویند. در این مساله سود تقسیمی که در انتهای سال اول کسب خواهید کرد 50 تومان خواهد بود. همچنین گفته شده که این سود با نرخ 10 درصد رشد خواهد کرد. یعنی میزان دریافت سود نقدی ما در سال دوم 55 تومان می‌شود.
  • دومین چیزی که از این سهم می‌تواند نصیب شما شود، تغییرات قیمتی سهم طی 2 سال است. مثلا طی این 2 سال بازار روندی صعودی و خوب داشته و قیمت سهم شما از 200 تومان به 800 تومان رسیده است.

حال می‌خواهیم بفهمیم، این سودهای تقسیمی که شما طی هر سال کسب می‌کنید، در حال حاضر چقدر ارزش دارد. علاوه‌ بر این می‌خواهیم بفهمیم این 800 تومانی که به ازای هر سهم به ما تعلق خواهد گرفت، الان چقدر می‌ارزد؟ آیا این سهم ارزش واقعی‌اش بیش از 200 تومان قیمت فعلی آن است یا خیر؟ برای فهمیدن این موضوع می‌توان از مدل تنزیل سود نقدی استفاده کرد.

با جایگزینی اعداد در فرمول بالا، دیدیم که ارزش فعلی جریان‌های نقدی این سهم برابر با 560.91 تومان می‌شود. پس خرید این سهم در قیمت 200 تومان کار عاقلانه‌ای است. یعنی در حال حاضر سهم ارزان‌تر از ارزش واقعی‌اش به فروش می‌رسد. اگر قیمت این سهم بالاتر از 561 تومان بود خرید آن توصیه نمی‌شد.

در این فرمول ابتدا میزان سود تقسیمی در سال اول را با نرخ 28 درصد به‌اندازه یک سال تنزیل می‌کنیم که مقدارش برابر با 39.06 می‌شود. سپس سود سال بعد را (55 تومان) با همین نرخ تنزیل به اندازه 2 سال به‌عقب بر می‌گردانیم. در نهایت نیز قیمت فروش سهم در انتهای سال دوم (800 تومان) را به اندازه 2 سال و با نرخ 28 درصد تنزیل می‌کنیم. بعد از تنزیل کردن این مقادیر، آن‌ها را با هم جمع می‌کنیم و به عدد 561 می‌رسیم. خودتان یک بار با دقت به فرمول و اطلاعات داده شده، ارزش ذاتی سهم را محاسبه کنید.

مدل رشد گوردون (GGM)

مدل رشد گوردون (Gordon Growth Model)، توسط اقتصاد‌دان آمریکایی مایرون جی گوردون مطرح شد، که به اختصار به آن GGM نیز می‌گویند.

این مدل بر این فرض استوار است که جریان سود سهام در آینده برای مدت زمانی نامتناهی با سرعت ثابتی رشد خواهد کرد.

اگر نرخ رشد سود سهام برای سال‌های آتی یک مقدار ثابت باشد و نرخ بازده مورد انتظار ما از آن سهم بیشتر از نرخ رشد سود باشد. ارزش ذ‌اتی سهام را می‌توان از طریق رابطه زیر حساب کرد:

فرمول ارزش ذاتی سهام عادی

فرمول مدل گوردون

جریان نقد آزاد (FCF)

جریان نقد آزاد یا Free Cash Flow، معیاری برای سنجش عملکرد یک واحد تجاری است. جریان نقد آزاد نشان می‌دهد که شرکت پس از پوشش نیازهای سرمایه‌گذاری و پس از خروج وجه نقد، چه مقدار وجه نقد برای نگهداری تولیداتش و یا توسعه دارایی‌هایش در اختیار دارد. جریان نقد آزاد به‌عنوان جریان نقد عملیاتی با هزینه‌های سرمایه‌ای کمتر نیز تعریف می‌شود.

شرکت‌های موفق بخش اعظم وجه نقد خود را از طریق فعالیت‌های عملیاتی تامین می‌کنند. هرچه جریان نقد آزاد یک شرکت بیشتر باشد، انعطاف‌پذیری مالی آن نیز افزایش می‌یابد. با افزایش انعطاف‌پذیری مالی یک شرکت، توان استفاده آن از فرصت‌ها و رقابت با سایر افراد افزایش می‌یابد و می‌تواند فروش و درآمد شرکت را افزایش دهد.

مدل تنزیل جریان نقد آزاد (DCF)

یکی از فاکتورهایی که افراد برای سرمایه‌گذاری در یک شرکت بررسی می‌کنند، میزان وجه نقدی است که شرکت طی یک دوره ایجاد می‌کند. در این مدل توجه خاصی به جریان نقد آزاد طی دوره‌های مختلف شده است.

فرمول ارزش ذاتی سهام عادی

فرمول تنزیل جریان‌های نقدی آزاد سهم

تنزیل جریان نقد آزاد یکی از پرکاربرد‌ترین روش‌های محاسبه ارزش ذاتی یک سهم است. وارن بافت در یکی از مصاحبه‌هایش به این روش اشاره کرده است و اظهار داشت که در تحلیل‌های خود بیشتر از این روش استفاده می‌کند. او برای استفاده از این روش پنج مرحله معرفی کرد:

  1. تخمین جریان نقدی آینده
  2. تنزیل جریان نقدی آینده به زمان حال
  3. محاسبه ارزش نهایی شرکت
  4. محاسبه ارزش ذاتی شرکت
  5. مقایسه ارزش ذاتی با قیمت فعلی

این پنج مرحله را توسط یک مثال توضیح خواهیم داد.

در این مرحله ابتدا جریانات نقدی سال‌های گذشته را بررسی می‌کنیم، تا بتوانیم نرخ رشد این جریانات را طی سال‌های گذشته محاسبه کنیم. برای تخمین زدن نرخ رشد، می‌توان به فاکتورهایی مانند عامل رشد، میزان فروش و هزینه‌ها و. توجه کرد. این‌که عامل رشد شرکت همواره برقرار باشد می‌تواند به کمک ما کند تا نرخ رشد جریان‌های نقد آینده را تخمین بزنیم.

در این مثال با بررسی جریان نقد فرضی گذشته و فعالیت‌های عملیاتی، متوجه شدیم که شرکت در سال‌های اخیر یک خط تولید جدید راه انداخته که منجر به افزایش 10 درصدی درآمد شده است. بنابراین ما نرخ رشد جریان‌های نقدی را برای 3 سال آینده هر کدام 10 درصد در نظر می‌گیریم. سپس احتمال می‌دهیم که این نرخ رشد بعد از 3 سال اول کاهش یابد و به 7 درصد برسد. (یعنی نرخ رشد تخمینی سه سال اول برای هر سال 10 درصد و در دو سال بعدی هر سال 7درصد است.) بعد از چند سال اولیه می‌توانیم یک نرخ رشد طولانی مدت برای شرکت در نظر بگیریم که معمولا از نرخ‌های پیش‌بینی قبلی کم مقدارتر است. در این مثال نرخ رشد طولانی مدت را 4 درصد فرض کردیم.

یافتن ارزش ذاتی یک شرکت

ارزش ذاتی ایده‌ای است که به وسیله شخصی به نام بنجامین گراهام توسعه داده شده است، کسی که به او پدر سرمایه گذاری ارزشی نیز می‌گویند (او در حقیقت کسی بود که به وارن بافت آموزش داد، پس بهتر است بگوییم که پدربزرگ سرمایه گذاری ارزشی است.)

ارزش ذاتی به شکل ساده یعنی ارزش حقیقی یک شرکت، بدون توجه به آنچه بازار در رابطه با ارزش آن می‌گوید.

می‌توانید از تعریف هم ببینید که بنجامین گراهام به اینکه بازار همیشه کار را درست انجام می‌دهد، اعتقادی نداشته است. بعضی‌اوقات بازار، شرکتی را بیش‌ازحد ارزش گذاری کرده و بعضی‌اوقات هم کم ارزش گذاری می‌کند. در اوایل دهه ۱۹۸۰ در آمریکا، غول کامپیوتر یعنی IBM یک شرکت کوچک و ناشناخته به اسم مایکروسافت را به خدمت خود درآورد تا نرم‌افزاری برای کامپیوترهای شخصی که تولید می‌کرد، توسعه دهند. چیزی که IBM و بازار متوجه ارزش ذاتی سهام چگونه محاسبه می شود؟ آن نشدند چیزی بود که فقط بیل گیتس و چند نفر دیگر آن را درک نمودند: نرم افزار، بسیار ارزشمندتر از ماشینی که آن را اجرا می‌کند خواهد شد. در سال ۱۹۹۶، مایکروسافت IBM را از حیث ارزش بازار پشت سر گذاشت و بیل گیتس تبدیل به ثروتمندترین فرد روی این سیاره شد.

نکته کجاست؟ اگر شما یک شرکت با ارزش کم را خریداری کنید، احتمال سود کردنتان وجود دارد.

آه… ولی کاش یافتن شرکتی که کم ارزش گذاری شده باشد آسان بود. متأسفانه، بازار، مثل یک فروشنده مهربان، به شما نمی‌گوید که چه زمانی یک شرکت با قیمت مناسبی به فروش می‌رسد. شما باید کارتان را خودتان انجام دهید.

راه انجام دادن این کار هم پرسیدن سؤال‌های پایه‌ای راجع به شرکت است. به طور مثال:

  • آیا شرکت در حال سود است؟
  • آیا همیشه سوددهی دارد یا فقط هرازگاهی؟
  • آیا سود سهام پرداخت می‌کند؟
  • چگونه قرار است در بخش خود با سایر شرکت ها مقایسه شود؟
  • در کل بازار چطور؟

همان‌طور که می‌بینید، سؤالات زیادی وجود دارند و این‌ها فقط تعدادی از این سؤالات هستند که شما باید بپرسید.

خوشبختانه، پاسخ این سؤالات به سادگی قابل دسترسی هستند. این جواب‌ها را می‌توان در چیزی که به آن صورتحساب های مالی شرکت می‌گویند، بیابید. درست مثل زمانی که می‌خواهید بدانید چه ترکیباتی برای کیکتان نیاز دارید، باید بدانید که چه شرکتی را در پرتفوی خود قرار دهید. در یک سوپرمارکت، شما برچسب کالا را می‌خوانید، در بازار سهام، صورتحساب های مالی را مطالعه می‌کنید. در درس بعدی در مورد این موضوع بیشتر با هم گفتگو می‌کنیم.

با ما همراه باشید.

(پایان درس سوم دوره آموزشی مقدمات ارزیابی شرکتها)

اگر سؤال یا نظری دارید لطفاً در بخش نظرات مطرح کنید. همین‌طور با اشتراک‌گذاری این مقاله در شبکه‌های اجتماعی شما هم در توسعه دانش مالی و سرمایه گذاری شریک شوید.

ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال

ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال

سرمایه گذاران برای ورود به عرصه ی ارزهای دیجیتال، باید با مفاهیم بنیادین این بازار از جمله ارزش جاری (current market value) و ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال آشنا شوند. مقایسه تفاوت ارزش ذاتی و ارزش جاری، یک فاکتور کلیدی در مشخص کردن بهترین زمان برای خرید و فروش ارزهای دیجیتال می باشد. زمانی که ارزش جاری یک ارز دیجیتال از ارزش ذاتی آن کمتر باشد، بهترین زمان برای خرید و زمانی که ارزش جاری از ارزش ذاتی(Intrinsic value) بیشتر باشد، بهترین زمان برای فروش می باشد.

ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال چیست؟

ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال چیست؟

ارزش ذاتی یک ارز دیجیتال برابر با ارزش بازاری آن نیست، بنابراین سرمایه گذاران برای خرید و فروش ارزهای دیجیتال، اقدام به بررسی تفاوت در ارزش ذاتی و قیمت بازار می کنند. در صورتی که ارزش ذاتی یک ارز دیجیتال نسبت به ارزش بازاری آن بیشتر باشد، تریدرها در این زمان اقدام به خرید می کنند و این ارز دیجیتال (undervalue) نامیده می شود. در حالت عکس این قضیه، ارز دیجیتال (overvalue) نامیده می شود. برای ارزهای دیجیتال به ویژه عرضه اولیه توکن ها که هنوز به واقعیت تبدیل نشده اند، امکان تخمین ارزش ذاتی برای آنها وجود ندارد.

ارزش ذاتی ارز دیجیتال یا (Intrinsic value) به بررسی همه ی جنبه های ملموس و ناملموس یک ارز دیجیتال می پردازد. برای تخمین ارزش ذاتی یک ارز دیجیتال، بررسی برخی عوامل مرتبط ضروری می باشد، در غیر این صورت تخمین درستی از میزان ارزش ذاتی یک ارز دیجیتال به دست نمی آید. از جمله این عوامل می توان به در نظر گرفتن میزان تقاضای بازار برای آن، میزان توانایی و قابلیت تیم برای تحقق اهداف پروژه و ارزیابی میزان حمایت های مالی برای به نتیجه رسیدن یک طرح که از طریق مشارکت و مکانیسم های سرمایه گذاری و. اشاره کرد.

عوامل تعیین کننده ارزش ذاتی رمز ارزها

برای تخمین ارزش ذاتی یک ارز دیجیتال عواملی از جمله: میزان تقاضای بازار، میزان کیفیت، میزان اعتبار و مشارکت شریکان، اندازه جامعه هدف، سطح توانایی گروه اجرایی و توسعه دهندگان ارز دیجیتال دخیل می باشد. بنابراین برای تخمین ارزش ذاتی یک ارز دیجیتال ابتدا باید به بررسی این عوامل پرداخت. برخی از سوال هایی که برای انجام تخمین ارزهای دیجیتال لازم است به آنها پاسخ داده شوند، عبارتند از:

• آیا برای این ارز دیجیتال یک بازار واقعی و اصولی وجود دارد؟

• اندازه جامعه هدف و میزان پتانسیل واقعی بازار چه مقدار است؟

• در پروژه ارز دیجیتال مورد نظر از چه روشی می توان درآمد و سود کسب کرد؟

• از پروژه ارز دیجیتال مورد نظر تا چه اندازه حمایت های معنوی و مالی صورت می گیرد؟

• میزان تخصص توسعه دهندگان پروژه در چه حد می باشد؟

• تیم اجرایی برای انجام موفقیت آمیز پروژه ای، تجربه دارد یا خیر؟

• برای ایجاد کسب درآمد داخل پروژه، مکانیزمی در نظر گرفته شده است؟

• شرکای اجرایی این پروژه دارای اعتبار کافی هستند؟

• برای حمایت از توسعه و گسترش پروژه در زمانبندی معین شده، منابع مالی کافی وجود دارد؟

سریع ترین روش تخمین ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال

سریع ترین روش تخمین ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال

سریع ترین، آسان ترین و کاربردی ترین روش تخمین ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال، روش نمودار قیمت در برابر زمان می باشد. در این روش همه ی افزایش قیمت ها و کاهش قیمت هایی که از طریق عوامل غیر عادی تجاری و عوامل احساسی ایجاد شده است در نظر گرفته می شود. روش نمودار قیمت در برابر زمان، روشی کاربردی برای محاسبه ارزش ذاتی رمز ارزها در بلند مدت می باشد و در صورتی که سابقه فعالیت رمز ارزها طولانی تر باشد، این روش مطمئن تر است. برای استفاده از این روش، تریدرها نیازی به هیچ نرم افزار تخصصی و انجام تحلیل های پیچیده ندارند.

روش های دیگری مانند میانگین نمایی متحرک و میانگین ساده متحرک (Simple Moving Average) برای تخمین ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال وجود دارد. این روش ها به شناخت مسیر رشد و توسعه ارزهای دیجیتالی و همچنین تعیین سطوح مقاومتی و حمایتی آن ها کمک می کند.

نکات کلیدی

  • برای تخمین ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال، تریدرها نباید درگیر تحقیق و بررسی های وسواس گونه شوند، زیرا گردآوری حجم زیادی از اطلاعات در این زمینه، مانع از تمرکز سرمایه گذار بر روی هدف اصلی خود که همان سرمایه گذاری های پر سود است، می شود.
  • برای محاسبه ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال، عوامل احساسی و عاطفی نیز تاثیر گذار است. دو مفهوم FUD به معنی ترس، تردید و عدم اطمینان و FOMO به معنی ترس از دست دادن از جمله این عوامل احساسی تاثیر گذار هستند.
  • ۹۰ درصد از بازار ارزهای دیجیتال بر پایه تفکرات عقلانی ایجاد شده است. بنابراین مردم تنها به کسب سود بالاتر فکر می کنند و به ارزش شرکتی که در آن سرمایه خود را وارد کرده اند، توجهی ندارند.
  • از جمله عوامل تاثیر گذار دیگر بر بازار ارزهای دیجیتال و نوسانات آن، می توان به شایعات اشاره کرد. برای تصمیم گیری درست در زمینه ارزهای دیجیتال، باید به محاسبه ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال و مقایسه کردن آن با ارزش های جاری پرداخت.

ارزش ذاتی بیت کوین

ارزش ذاتی بیت کوین

از نظر برخی سرمایه گذاران مشهور مانند وارن بافت، دونالد ترامپ و. بیت کوین ارزش ذاتی ندارد و استدلال آنها ناشی از خاستگاه ارز دیجیتال بیت کوین به عنوان یک دارایی غیرمتمرکز و همتا به همتا می باشد. بنابراین برای بسیاری از سرمایه گذاران، ارزهای دیجیتال به دلیل دیجیتالی بودن به عنوان یک نرم افزار به حساب می آید.

گرین اسپن در این رابطه می گوید: داشتن ارزش ذاتی برای ارز دیجیتال بیت کوین بستگی به دیدگاه و تعریف سرمایه گذار از آن دارد. بنابراین در عین حال که برای برخی از افراد فاقد ارزش می باشد برای بسیاری از سرمایه گذاران یک دارایی با ارزش ذاتی بالا می باشد.

استفان هوفچر رئیس بخش اقتصادی جهانی موسسه Allianz Global Investors در رابطه با ارزش ذاتی بیت کوین بیان کرد: ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین برابر با صفر است. دارندگان بیت کوین برخلاف پول های سنتی، سهام و اوراق قرضه حاکمیتی نمی توانند از کسی ادعایی داشته باشند، چون بیت کوین هیچ جریان درآمدی را تضمین نمی کند.

نتیجه گیری

ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال در طول زمان و با افزایش شناخت افراد از آن، افزایش پیدا خواهد کرد و به دنبال آن ارزهای دیجیتال به ویژه بیت کوین از پایداری بیشتر و نوسانات کمتری برخوردار خواهند شد. چنان چه بیت کوین به ارزش بازار گسترده تر، لیکوئیدی بیشتر، زیرساخت های قوی تر و نظارت دقیق تر دست یابد، ارزش ذاتی آن بالاتر خواهد رفت.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.